آرمان اصفهان
08:03 - شنبه 12 دی 1394

سریال ناکامی سریال های سیما:

خلق زنان تصمیم‌ساز

همه آدم‌ها در این سریال یا از تنهایی و نداشتن خویشاوند رنج می‌برند یا اگر غیر از این است، رابطه‌ای مخدوش و پر از آسیب با نزدیکان خود دارند.

 به گزارش آرمان اصفهان؛ مجموعه‌های تلویزیونی به‌عنوان مهم‌ترین برنامه‌های پرمخاطب همواره برای برنامه‌سازان رسانه ملی اهمیت فراوانی داشته‌اند اما متاسفانه سریال‌ها در یک سال گذشته از طرفی با انتقادات شدیدی از سوی منتقدان و صاحب‌نظران سینما و تلویزیون مواجه شده و از طرف دیگر، مخاطب خود را تاحدودی از دست داده‌اند.

برای مثال، سیما دو سریال پرمخاطب سال‌های گذشته را دوباره در رمضان٩۴ تکرار کرد تا کمی آبِ ازجوی‌رفته را برگرداند اما باز هم «پایتخت۴» و «دردسرهای عظیم٢» به‌همراه «گاهی به پشت سر نگاه کن» نه‌تنها نتوانست انتقادات را کاهش دهد، بلکه تاحدودی به دردسرهای پایتخت‌نشینان رسانه نیز افزود.این‌بار رسانه ملی با پزهای رسانه‌ای فراوانی، سه اثر جدید پخش خود را فاخر اعلام کرد اما باز هم «نفس‌گرم»، «کیمیا» و «معمای‌شاه» با انتقادات بسیاری روبه‌رو شده‌است و باز سریال ناکامی رسانه ملی ادامه دارد.

مسیرهای نافرجام
مجموعه‌های تلویزیونی «کیمیا» و «نفس‌گرم» در مسیر تفکرات و محتوای آثار گذشته قبلی سیمای کشور و نیز خارج از کشور ساخته‌شده‌اند. نزدیک به نیم فصل است که شبکه دو هرشب مهمان‌ خانه‌های مردم است تا طولانی‌ترین سریال ایرانی کشور به نام «کیمیا» را به مخاطبین عرضه‌کند، سریالی که با نگاهی به سریال‌های ماهواره‌ای سعی کرده زمان سریال‌های معمولی ایرانی را از ١٣و٢۶قسمتی به ١١٠قسمت افزایش دهد تا شاید دلبستگی زیادتری را برای دیدن سریال برای مردم ایجاد نماید، غافل از آنکه این «زمان» سریال نیست که دلبستگی ایجاد می‌کند، بلکه «جذابیت و محتوای قصه» است. اما بحث مهم در طولانی بودن یک سریال همانا «قصه دراماتیک» آن است که باید دید آیا این قصه قابلیت جذب یک مجموعه بیش از ١٠٠قسمتی را دارد یا خیر. سریال «نفس‌گرم» هم همین مسیر را به شکل دیگری طی می‌کند که نافرجام به نظر می‌رسد. سیدمحمود رضوی، تهیه‌کننده مشهدی سینما و تلویزیون کشور، درحالی تهیه این اثر را برعهده می‌گیرد که سریال موفق «پرده‌نشین» را با همین طرز فکر تهیه کرد. اما برای تحلیل مجموعه سریال «نفس‌گرم» که سنگ سنت به سینه می‌زند و دغدغه اصالت دارد و حریم خانواده می‌شناسد، باید سری به اجزای تشکیل‌دهنده عوامل ساخت آن زد تا به تهیه‌کننده‌ای چون رضوی رسید که پیش از این هم با تولید سریالی پرسشگر از منشا اصالت، در حل معادلات زندگی به پرده‌نشینی رسید که محوریت خود را به جایگاه روحانیت داده‌بود و با چنین تصویر آشنایی برای مخاطب جویای حق، به سریالی پرمخاطب بدل شد.

خانواده ایرانی- اسلامی، سبک یا نام؟
به‌طورحتم، هدف از ساخت و تولید آثار پر هزینه‌ای چون «کیمیا» و «نفس‌گرم» را باید در وجه مشترک آن‌ها یعنی روایت داستان در بستر خانواده و نیز تجلی‌بخشیدن به درون‌مایه‌ای مذهبی و معنوی و ارائه یک مدل از سبک زندگی اسلامی و ایرانی دانست اما باید دید تولید این آثار تا چه حد در تحقق این هدف موفق بوده‌است. سریال «کیمیا» قرار است زندگی به سبک یک خانواده ایرانی-اسلامی را در کنار تحولات سیاسی، اجتماعی و تاریخی را در سه فاز قبل از انقلاب، دوران جنگ و زمان حال برای مخاطبان روایت کند و تاکنون آنچه مخاطب از این سریال دیده سکانس‌های قبل از انقلاب بوده‌است.

در سریال «کیمیا» بیننده شاهد دوران گذار از قبل از انقلاب است و این گذار فقط از دید دختر نوجوان دبیرستانی به نام «کیمیا» روایت می‌شود و با صدای نریشن او بر روی تصاویر، تحولات خانواده و جامعه به‌صورت پراکنده تحلیل می‌شود و گاهی اوقات نیز او اتفاقات آینده را زودتر از اینکه ببیننده مشاهده کند پیش‌بینی می‌کند! همین قضاوت‌ها جذابیت‌ها و تعلیق قصه را برای مخاطب از بین می‌برد. در سریال «کیمیا» همه خانواده و حتی تمام همسایه‌ها انقلابی هستند و آن هم از نوع دوآتشه! اینکه چرا در یک خانواده نظامی و وفادار به حکومت، اعضا این‌قدر انقلابی می‌شوند که علی‌رغم سن کم حتی جلوتر از پدر نظامی خود حرکت می‌کنند جای ابهام دارد. با وجودی که وقوع انقلاب در ایام زمستان رخ داده‌ و همه به یاد داریم که در آن ایام چه سرما و چه برفی آمده‌بود و صف‌های کیلومتری مقابل دکان‌های نفت‌فروشی بسته می‌شد،ا ما در «کیمیا» نه شاهد سرما، نه برف و نه صف‌های طولانی برای خرید نفت هستیم !
«نفس‌گرم» شاید اولین سریالی باشد که زندگی خصوصی یک بانوی صاحب‌منبر را به تصویر می‌کشد. قرار بر این است که مخاطب به چنین شخصیتی نزدیک شود، اما آن‌قدر زندگی این شخصیت پر از تناقض و تصنع و افراط و تفریط به نمایش درآمده‌است که برای مخاطب باورپذیر نیست. برای نمونه، او از یک طرف وقتی می‌فهمد شوهرش همسر دیگری گرفته، حتی در وضعیتی که مرد در حالت کما و در بیمارستان به‌سر می‌برد هم به او رحم نمی‌کند و کم مانده‌است مرد بیمار و در اغما را به باد کتک بگیرد! اما از آن طرف، به هووی خود، به‌طور افراطی محبت می‌کند! از طرفی، نمایش یک خطیب مذهبی سوار بر خودروی گران‌قیمت و ساکن در یک منزل اشرافی مانع نزدیک شدن مخاطب به این شخصیت می‌شود. همه آدم‌ها در این سریال یا از تنهایی و نداشتن خویشاوند رنج می‌برند یا اگر غیر از این است، رابطه‌ای مخدوش و پر از آسیب با نزدیکان خود دارند. این نوع تصویرسازی از روابط آدم‌ها با اطرافیان خود هیچ نسبتی با سبک زندگی اسلامی و ایرانی ندارد و این سریال به‌نوعی به‌طور غیرمستقیم به مخاطب خود القا می‌کند که در جامعه امروز ما همه زنان از هر قشر و گروهی درحال قربانی‌شدن هستند.

زن و مرد در کنار هم قدرتمندند
متاسفانه پخش سریال‌های «نفس‌گرم» و «کیمیا» نشان‌داد که هنوز این مجموعه‌ها نتوانسته‌اند تصویر درستی از زنان در فرهنگ انقلاب اسلامی ارائه دهند و درحالی‌که در هردوی آن‌ها نقش زن پررنگ است اما علی‌رغم نکات مثبتشان، متاسفانه پرداخت درستی روی جایگاه زنان صورت نگرفته‌است. در سریال «کیمیا» زنان به شرط حضور کم‌رنگ مردان قدرت می‌گیرند، درصورتی که آن زمان بانوانی که در عرصه اجتماعی فعالیت می‌کردند از انقلاب اسلامی هویت گرفته و همه به همین سبب افرادی بانفوذ، مصمم و تاثیرگذار بودند.

«نفس‌گرم» در زمینه روابط خانوادگی و نوع برخورد اعضا با یکدیگر از امتیازات «کیمیا» برخوردار است. علاوه‌بر آن، نشان‌دادن زنی اجتماعی و بانفوذ که بیانش روی عده‌ای تاثیرگذار است جزو نقاط قوت فیلم محسوب می‌شود، اما این مجموعه هم دقیقا برای پررنگ‌کردن زن، مرد را کلا حذف کرده و توانمندی زن را در حذف مرد نشان داده‌است تا جایی که گاهی باید به حال مرد غصه بخورید!

سیدجواد اشکذری 

همچنین بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.

آخرین اخبار