آرمان اصفهان
12:42 - چهارشنبه 27 آبان 1394

بیکاری فارغ التحصیلان، پاسکاری مسئولان!

بی‌تردید وزارتخانه علوم باید بتواند ساختارهای آموزشی را اصلاح و دانشگاه‌ها را از حالت تئوری محوری خارج و در میدان عمل به دانشجو تخصص و مهارت بیاموزد زیرا تنها در این صورت است که دانشگاه یار جوانان جویای کار می‌شود نه بار.

به گزارش آرمان اصفهان؛ سال‌هاست ماییم و فارغ التحصیلان بیکار و دانشگاه‌هایی که به تولید علم و تخصص کمک نمی‌کنند، مشکل کار کجاست؟ آیا با اختصاص اعتبار می‌توان از تعداد جمعیت بیکاران فارغ‌التحصیل کاست؟ چرا برنامه‌ای جامع و کامل در این باره وجود ندارد؛ بالاخره دانشگاه‌ها یار شده‌اند یا بار؟ وظیفه کیست که فکری برای بیکاری بکند، وزارت علوم یا وزارت کار؟

وزیر کار پیش از این اعلام کرده بود: «حدود 800 میلیون تومان هزینه ایجاد هر فرصت شغلی در کشور است». اما آیا به راستی گره بیکاری با اختصاص اعتبار حل می‌شود؟ چرا به این ماجرا از زاویه دیگری نمی‌نگریم و توجه نمی‌کنیم که مشکل اصلی ما دانشگاه هاست، دانشگاه‌هایی که فقط به پذیرش دانشجو می‌پردازند ولی تخصص و علمی را به جویندگان دانش نمی‌آموزند.
با این وجود همچنان پذیرش دانشجو به صورت گسترده صورت می‌پذیرد و بازار کار هم توان و ظرفیت استفاده از این همه فارغ التحصیل جویای کار را ندارد، البته فارغ التحصیلانی که اغلب فاقد مهارت و تخصص لازم هستند. اگرچه هیچ آمار دقیقی در رابطه با تعداد فارغ التحصیلان بدون شغل وجود ندارد اما برخی آمارها از بیکاری 42 درصدی این افراد خبر می‌دهد.
در همین ارتباط بسیاری از کارشناسان و صاحب نظران بر این باورند که باید بین ظرفیت دانشگاه‌ها در رشته‌های مختلف و نیاز بازار کار ارتباط ایجاد کرد. اما چگونه؟
نگاهی به رشته‌هایی که فارغ التحصیلان آن بیکارند
اکنون مطابق آنچه در خبرها آمده، گفته می‌شود بیشترین فارغ التحصیلان بیکار مربوط به رشته‌های تحصیلی علوم کامپیوتر، صنعت و فناوری، معماری و ساختمان سازی، حفاظت محیط زیست، کشاورزی، جنگلداری و شیلات هستند. اما این سکه روی دیگری هم دارد و آن اینکه دانشگاه ذائقه فارغ التحصیلان ما را تغییر داده و آنها به علت داشتن مدارک تحصیلی، کارشناسی و کارشناسی ارشد به کمتر از پشت میزنشینی رضایت نمی‌دهند، هرچند که باید این نکته را هم اضافه کرد که طی سالیان قبل وقتی تب رفتن به دانشگاه داغ شد، خانواده‌ها به همراه فرزندانشان چنین نگرشی داشتند و تصور می‌کردند دانشگاه کعبه آمال است و اگر کسی به آن وارد شود، می‌تواند شغلی پشت میزی برای خود دست و پا کند.
در شرایط فعلی تیر بسیاری از فارغ التحصیلان به سنگ خورده است به همین علت باید راهکاری اتخاذ کرد و میان رشته‌ها و بازار کار یک ارتباط منطقی و دو سویه برقرار کرد.
راهکاری که می‌توان در این ارتباط ارائه کرد، مشخص است در واقع سیستم آموزش عالی می‌تواند با اقدامات کارشناسی و نیازسنجی، بین ظرفیت دانشگاه‌ها در رشته‌های مختلف و نیاز بازار کار ارتباط ایجاد کند، یعنی از پذیرش دانشجو در رشته‌هایی که بازار از وجود آنها اشباع شده پرهیز کند و در مقابل به معرفی رشته‌هایی بپردازد که بازار کار برای آنها مهیا است.
در این رهگذر باید آفت مدرک گرایی هم با فرهنگسازی حل و فصل شود، به عبارت دیگر جامعه باید به سمتی برود که افراد اگر به دانشگاه نرفتند، احساس حقارت نداشته باشند، بنابراین به جای وجود این همه دانشگاه بهتر است مکان‌هایی به منظور آموزش مهارت و تخصص به کسانی که به یک رشته خاص علاقه‌مند هستند، ایجاد شود، البته کارکرد این مکان‌ها باید بسیار فراتر از عملکرد فنی و حرفه‌ای‌ها باشد.
چنین مکان‌هایی باید بعد از آموزش یک رشته خاص، فراگیر را به سوی بازار کار راهی کرده و در آنجا آموزش‌ها را به شکل عملیاتی در اختیار قشر محصل قرار داده و میزان یادگیری وی را بسنجند، قطعا با اتخاذ چنین رویکردی افراد بسیاری می‌توانند در کارگاه‌ها و بنگاه‌های اقتصادی جذب شوند.
البته باید به این نکته هم اشاره کرد که راه‌اندازی چنین مکان‌هایی می‌تواند از تب گسترده دانشگاه محوری بکاهد و فرد را در مقابل دو فضای علمی قرار دهد، یک فضایی که کمتر به صورت عملی به دانشجو آموزش‌های لازم را ارائه می‌دهد و دیگری فضایی که آموزش‌های عملی را در اختیار فراگیر قرار داده و شرط ورود او به بازار کار را که داشتن مهارت است، تضمین می‌کند.
یکی دیگر از مواردی که باید به آن اشاره کرد، مسئله درک صحیح نسبت به رشته تحصیلی است که فرد آن را انتخاب می‌کند، متاسفانه فرزندان جامعه ما نسبت به رشته‌ای که می‌خواهند در رابطه با آن تحصیل کنند، آگاهی ندارند و گاه براساس احساس و تلقین اطرافیان به انتخاب یک رشته دست می‌زنند و در نهایت پشیمان می‌شوند چون بعد از ورود به دانشگاه تازه متوجه می‌شوند، آن رشته با خلق و خوی آنان سازگاری ندارد.
اغلب دانشجویان ما از شغل آینده و نیاز بازار کار آگاهی حداقلی را هم ندارند، بنابراین یکی دیگر از پیش شرط‌های کاهش بیکاری در میان فارغ التحصیلان این است که افراد در همان دوران دانش آموزی نسبت به رشته مورد علاقه خود اطلاعات لازم و واقع بینانه را کسب کرده و بعد در دانشگاه آن را ادامه دهند، بی‌تردید اگر این اتفاق بیفتد، حتی در صورت عدم آموزش کافی نسبت به آن رشته در دانشگاه، دانشجو خود برای فراگرفتن کامل فن مورد علاقه خویش به مراکز آموزش تخصصی و یا فنی و حرفه‌ای‌ها مراجعه می‌کند و خیلی زود جذب بازار کار نیز می‌شود.
این گونه اقدامات تا حدود زیادی باعث می‌شود تا هم دانشگاه دایر باشد و هم از قافله پیشرفت علم و حرکت در مسیر تخصص عقب نمانیم. هرچند که هنوز اتفاقی نیفتاده و این مطالب که به آن اشاره شد، یک پیشنهاد و راهکار ساده است زیرا همان طور که می‌دانید در شرایط فعلی و مطابق واقعیت اقدامی صورت نگرفته، بنابراین همه هنوز به دنبال متولی ایجاد شغل در کشور می‌گردند اما نه وزارت کار و نه وزارت علوم خود را متولی اشتغال و ایجاد فرصت‌های شغلی نمی‌دانند.
وقتی وزارتخانه کار از مسئولیت ایجاد اشتغال شانه خالی می‌کند
در همین زمینه وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی هم چندان اعتقادی به این مسئله ندارد که مسئولیت اشتغال بر عهده این وزارتخانه باشد. علی ربیعی معتقد است؛ اشتغال مسئله‌ای فرادستگاهی است و باید تمامی دستگاه‌ها در این امر مشارکت داشته و آستین همت بالا بزنند. به طوری که حتی در دیداری که اخیرا هیئت دولت با رهبر معظم انقلاب داشتند ایشان به زبان طنز خطاب به وزیر کار گفتند که آقای ربیعی هم موضوع بیکاری را از سر خود باز کرده و می‌گویند به ما مربوط نیست!
وی اعلام کرده است که به منظور اصلاح وضعیت بازار کار باید به مباحث مهارتی و تخصص توجه کرد و میزان تولید را ارتقاء داد.
این سخنان ربیعی در شرایطی مطرح می‌شود که مطابق قانون بهبود فضای کسب و کار، وزارت تعاون، کار و رفاه امور اجتماعی باید تشکل‌های صنفی را توسعه داده و به کاریابی و معرفی کارجویان به کارفرمایان بپردازند، اما این وزارتخانه همچنان از مسئولیت اشتغال شانه خالی می‌کند.
در همین خصوص ابراهیم کارخانه‌ای به عنوان یکی ازنمایندگان مجلس نرخ بیکاری جوانان را حدود 25 درصد اعلام کرد و افزود: این آمار دو برابر بیشتر از نرخ بیکاری عمومی است.
وی با ابراز نگرانی از اینکه هیچ دستگاهی مسئولیت بیکاری و حل آن را به گردن نمی‌گیرد، گفت: این امر نشان می‌دهد که همچنان اراده لازم برای حل مشکل بیکاری در کشور وجود ندارد و در این میان حداقل از وزیر کار انتظار می‌رود که خود را در قبال این مسئله مسئول بداند زیرا وی دبیر شورای عالی اشتغال است و این شورا نقش سیاست‌گذاری در حوزه اشتغال را بر دوش دارد.
طبعا وقتی وزارتخانه کار و رفاه اجتماعی مسئولیت ایجاد اشتغال را از گردن خود رد می‌کند پس وزارت علوم به هیچ وجه زیربار این مسئله نخواهد رفت. این بخش نیز تصور می‌کند که تنها وظیفه اش پرداختن به مباحث علمی است، حالا مسئله مهم این است که بیکاران از کدام دستگاه و چه وزارتخانه‌ای باید طلب شغل کنند؟ بی‌تردید وزارتخانه علوم باید بتواند ساختارهای آموزشی را اصلاح و دانشگاه‌ها را از حالت تئوری محوری خارج و در میدان عمل به دانشجو تخصص و مهارت بیاموزد زیرا تنها در این صورت است که دانشگاه یار جوانان جویای کار می‌شود نه بار.
وزارتخانه کار، تعاون و رفاه اجتماعی نیز همان طور که از نام بلند بالایش پیداست، باید برای حوزه اشتغال و کارآفرینی سیاست گذاری‌های لازم را انجام داده و استراتژی مدونی را در این رابطه تهیه کند، لذا این دو حوزه که به آن اشاره شد نقش یک حلقه و زنجیره را دارند یعنی وزارتخانه علوم باید کیفیت ارائه علم را در فضاهای آموزشی بالا ببرد و در مقابل وزارت کار باید در رابطه با ایجاد اشتغال سیاست گذاری انجام دهد.
* منبع: iusnews.ir

همچنین بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.

آخرین اخبار