آرمان اصفهان
12:19 - شنبه 14 آذر 1394

گفتگو با دکتر زينب اختري:

حجاب و مغز سالم

مثلا خانمي با آقايي به سفر ماه عسل مي روند، پس از چند سال بويي در فضا پخش شده است که يادآور خاطرات آن زمان براي خانم است اما چون چنين حافظه اي در مرد تشکيل نشده است، نسبت به آن بي اعتناست.

به گزارش آرمان اصفهان، در کتاب «عفاف و حجاب از ديدگاه نوروبيولوژي» بيان شده است براي هر حکمي که در اسلام آمده، حکمتي وجود دارد که انجام دادن آن به نفع انسان است و چنانچه فردي بخواهد در اين دنيا زندگي سالم و آرام و بي تنشي داشته باشد، مي تواند از اين راهکارها استفاده نمايد.

دکتر زينب اختري عضو هيئت علمي مرکز تحقيقات علوم و اعصاب دانشگاه بقيه الله (عج)، دکتراي تخصصي فيزيولوژي و يکي از گردآورندگان کتاب «عفاف و حجاب از ديدگاه نوروبيولوژي» در خصوص چگونگي و ضرورت تأليف اين کتاب اظهار کرد: حدود دو سال پيش در مرکز علوم اعصاب دانشگاه علوم پزشکي بقيه الله (عج) کميته اي به نام کميته «نوروبيولوژي جنگ نرم» به دستور مدير مرکز تشکيل شد.

وي هدف از تشکيل کميته نوروبيولوژي جنگ نرم را بررسي نحوه ارتباط بين جسم انسان با شناخت او و در نهايت راهکارهاي عملي در راستاي نحوه صحيح عملکرد بدن که منجر به شناخت صحيح فرد مي شود، بيان کرد و افزود: در جنگ نرم، هدف دشمن، مغز انسان هاست. بنابر اين ما بر شناسايي مسيرها و ارتباطات موجود در مغز متمرکز شديم.

دکتر اختري ادامه داد: طي جلساتي که با همکاران رشته علوم قرآني و حديث که از اعضاي کميته بودند، داشتيم، زماني که به بررسي ارتباطات نقاط مختلف مغز و اثرات آن بر روي رفتار افراد مي پرداختيم، احاديث مرتبط نيز توسط اين گروه گردآوري مي شد و ارتباطاتي که بين اين دو رشته به دست مي آمد، بسيار جالب توجه بود.

وي در ادامه تصريح کرد: با بررسي دقيق تر دريافتيم که مسئله اي مغاير با علم روز در دين وجود ندارد و در واقع هر چه هست تأييد و صحه اي است بر آموزه هاي ديني مان. در اين راستا بخشي از تحقيقاتمان روي حجاب و عفاف صورت پذيرفت، با اين هدف که آيا بين حجاب و عفاف که در دين اسلام مورد تأکيد است و عملکرد صحيح مغز، ارتباطي وجود دارد يا خير؟
عضو هيئت علمي مرکز تحقيقات علوم و اعصاب دانشگاه بقيه الله (عج) بيان کرد: در ابتدا بازخواني مقالات در حوزه نوروبيولوژي و نوروساينس که در ژورنال هاي بين المللي و معتبر در سال هاي اخير چاپ شده بود، انجام شد و از نتايج مقالاتي که تا سال 2015 در بهترين مجلات علمي به چاپ رسيده بود، استفاده شد تا جايي که نتايج مطالعات گردآوري شده در جلسات متعددي با حضور کارشناسان علوم اعصاب و علوم قرآني مورد نقد و بررسي قرار گرفت که نهايتا کتاب «عفاف و حجاب از ديدگاه نوروبيولوژي» توسط اعضاي کميته نوروبيولوژي جنگ نرم مرکز تحقيقات علوم اعصاب دانشگاه علوم پزشکي بقيه الله (عج) به رشته تحرير درآمد.
اختري خاطر نشان کرد: جامعه ما با موضوعات گوناگون ديني نظير حجاب، حيا و خصلت هاي گوناگون اخلاقي رو به روست که براي تثبيت آنها بايد تلاش پيوسته براي اقناع و ايجاد احساس انجام گيرد. اين در حالي است که شاهد خالي بودن فضاي جامعه از دو عنصر اقناع و احساس نسبت به بسياري از موضوعات ديني از جمله حجاب و عفاف هستيم.

وي افزود: پوشش مناسب از جمله موضوعات مهمي است که بهداشت رواني و سلامت روحي جامعه بستگي جدي به آن دارد و آنچه تاکنون درباره آن انجام شده است تنها مواجهات الزامي – تکليفي بوده است که يا از وجوب رعايت، حرمت و مجازات ترک آن نوشته و گفته اند يا مجريان نظم براي رعايت آن، از توان انتظامي خود بهره برده اند و آنچه از آن خبر درخوري نبوده و نيست، تلاش براي اقناع و ايجاد احساس است. از اين رو پيوسته از استحکامش کاسته شده و گريز از آن، فزوني مي گيرد. بايد معروفات و منکرات را به خرد و عقل مردم شناساند و احساس خوشايند و بدآيند را در قلبشان نشاند و در آخرين مرتبه، ملزمشان ساخت و سرانجام، متخلفان معاند را مجازات ساخت.
اين دکتراي تخصصي فيزيولوژيک بيان کرد: ما مي‌ خواهيم جوانان‌، اعم از پسران و دختران، به پوشش اهميت بدهند، به پوشش مناسب، به آرايش و پيرايش مناسب توجه کنند. براي اين منظور بايد به عقل و قلب آنها توجه کنيم. منظور از توجه اين است که بايد بکوشيم آنها را قانع کنيم و در آنها ايجاد احساس خوشايند نسبت به مضامين ديني ايجاد کنيم؛ صاحب نظران و متفکران بايد براي قانع کردن جوان نسبت به پوشش، کار کنند و دلايل عقلي در سطوح گوناگون، براي مخاطبان مختلف تدارک ببينند. سپس از سوي مراکز فرهنگي و رسانه‌ها با بهترين شکل عرضه شود که جامعه به يک اشباع نسبي از دلايل عقلي در خصوص حجاب برسد.
وي در ادامه تصريح کرد: کتاب «عفاف و حجاب از ديدگاه نوروبيولوژي» تلاشي است در راستاي مواجهه اعتدالي – تلفيقي با موضوع عفاف و حجاب که سعي دارد گامي نخست در جهت تلفيقي صحيح از تربيت احساسي، اقناعي و الزامي برداشته و با اقناع جويندگان حقيقت، پنجره اي جديد به روي انديشه آنان در اين عرصه بگشايد و دل هايشان را به اين وادي سوق دهد.

از اين رو نظري افکنده است بر پايه هاي علمي عفاف و حجاب از ديدگاه نوروبيولوژي و علوم اعصاب که باآموزه هاي روشن قرآني و روايي تلفيق گشته است.
وي گفت: در اين کتاب آشنايي با سيستم عصبي، عملکرد و بخش هاي مختلف مغز از يک سو و رابطه آن با موضوع عفاف و حجاب؛ و از سوي ديگر نگاهي به شگفتي هاي خلقت پروردگار عالميان که اعجاب آدمي را برمي انگيزد، از يک جنبه، پاسخي است به ناآگاهاني که بدون شناخت پيچيدگي هاي خلقت بشر و اقتضائات روحي و جسمي آن، با علم کم عمق و نسخه هاي دردافزاي خويش، تلاش مي کنند کاروان بشري را به بيراهه اي رهنمون شوند که عين گمراهي است؛ از جنبه اي ديگر شهدي گوارا از عسل مصفاي قرآن حکيم و معارف اهل بيت (ع) در کام حق جويان مي نشاند.

اختري تصريح کرد: در مغز مراکز مهمي در ارتباط با پروسه عفاف و حجاب وجود دارد که از مهم ترين آنها مي توان به مرکز کنترل هيجانات (آميگدالا)، مرکز کنترل تصميم گيري و قضاوت (پري فرونتال) و مرکز تشکيل حافظه (هيپوکمپ) اشاره کرد.

تمام عملکرد مغز تحت تأثير فعاليت اين مراکز است و رفتارهايي که از فرد بروز مي يابد در واقع برآيند عملکرد اين مراکز است.

اين دکتراي تخصصي فيزيولوژي خاطرنشان کرد: مرکز کنترل هيجانات “آميگدالا” ناميده مي شود. هر ورودي حسي که ما از محيط دريافت مي کنيم اعم از بويايي، بينايي، شنوايي، چشايي و لامسه به صورت مجزا يک سري ورودي هايي را به آميگدالا ارسال مي کند و حافظه اي در اين بخش تشکيل مي شود که هر ورودي داراي بار هيجاني باشد، در اين بخش ذخيره مي شود. همچنين اين ورودي ها به سمت بخش قشري مغز مي روند، جايي که محل تصميم گيري هاست و ما را از ديگر موجودات، متفاوت کرده است.

وي بيان کرد: مرکز تصميم گيري و قضاوت ما در قسمت پيشاني ما قرار دارد. بين اين دو مرکز ارتباطات فراواني وجود دارد اما نکته قابل توجه اين است که وقتي مرکز هيجانات فعال باشد، قشر پيش پيشاني مهار مي شود و رفتار فرد فقط بر اساس هيجاناتش شکل مي گيرد؛ مرکز کنترل تصميم گيري ما که قسمت پري فرونتال (پيش پيشاني) است داراي پيچيدگي ها و ارتباطات فراواني است که با استفاده از ورودي هاي حسي و حافظه قبلي به ما اجازه مي دهد که قدرت اختيار و انتخاب داشته باشيم.

به طور مثال در مورد روزه گرفتن به لحاظ جسمي يعني پرهيز از خوردن و نوشيدن در حالي که  مي دانيم تغذيه براي بدن نياز است، در اينجا من با بخش پري فرونتال مغزم تصميم مي گيرم که بر احساس خوردن و لذت آشاميدن غلبه کنم و نخورم و نياشامم.

اختري در ادامه افزود: مرکز تصميم گيري و قضاوت مغز ما ارتباطش با مرکز هيجانات تقريبا مي توان گفت مهاري است. هر چه هيجانات ما بيشتر شود اثر مهاري بر قضاوت ما بيشتر است و به هر ميزان قدرت هيجان ورودي حسي مان بالاتر باشد رفتاري که نشان مي دهيم غير منطقي تر است.

هر چقدر آميگدالا بر قشر پري فرونتال تسلط داشته باشد، رفتار بيشتر بر پايه هيجانات و غيرمنطقي است. وي بيان کرد: در کتاب «عفاف و حجاب از ديدگاه نوروبيولوژي» بررسي هايي در خصوص دريافت ورودي ها و تأثيراتش بر مغز و مشخصا ورودي هاي بينايي، بويايي و لامسه را کار کرديم، چرا که ورودي هاي بينايي بالاترين ورودي ها هستند؛ بين 68 تا 81 درصد از ورودي هاي انسان را ورودي هاي بينايي تشکيل مي دهند.
اين دکتراي تخصصي فيزيولوژي با بيان اينکه در مسئله عفت، تأکيد بيشتر بر بخش sexual (جنسي) است، افزود: در اين کتاب به صورت تخصصي ورودي هاي حسي جنسي را مورد بررسي قرار داديم. ورودي حسي جنسي در آميگدالا بيشتر اثر مي گذارد و خيلي جالب است که بر انگيزش فرد بيشتر تاثيرگذار است و او را وسوسه مي کند که به طرف آن کار برود. در اسلام حجاب هم براي آقايان مطرح مي شود و هم در خانم ها، اما بيشتر به مرد مراقبت از چشم تاکيد مي شود و براي خانم ها علاوه بر آن پوشيدن بخش هايي از بدن که جذابيت جنسي داشته باشد.

اختري ادامه داد: آميگدالا که مرکز هيجانات در مغز است در آقايان به لحاظ اندازه بزرگتر است و در نتيجه پاسخ هايي که مي دهند هم شديدتر است. آميگدالا مجموعه اي از هسته هاست. اين بخش شبيه بادام است و آميگدالا هم به زبان لاتين به معناي بادام است. بخش مياني اين کمپلکس ورودي هاي بينايي جنسي را بيشتر دريافت مي کند.

اين بخش نيز در آقايان بزرگتر است با تعداد گيرنده هاي هورمون هاي جنسي بيشتر. پس به اين نتيجه رسيديم که تاکيد اسلام براي کنترل نگاه به چه علت است.
وي در ادامه مطلب فوق تصريح کرد: تفسير اسلامي اين مسئله اين است که مردان چشمانشان را بپوشانند. اين دقيقا علت آناتومي دارد به صورت ساختاري و آناتومي مغز مرد اين طور است. علاوه بر اين آميگدالا يک مدير اجرايي دارد به نام هيپوتالاموس که مي تواند ترشح برخي هورمون ها از جمله کورتيزول را موجب شود. هيپوتالاموس نيز در آقايان بزرگتر است. در نظر بگيريد يک فرمانده به جاي يک گردان، ده گردان زير دستش باشد.

زماني که فرمان مي دهد اجراي فرمان خيلي قوي تر اتفاق مي افتد. پس به همين دليل است که قرآن خطاب به آقايان مي فرمايد: «قل للمؤمنين يغضوّا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم». پس حجاب براي آقايان نيز بايد وجود داشته باشد و به خانم ها مي گويد: «و قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن و لايبدين زينتهن». تاکيد بر زنان براي آشکار نکردن زينت هايشان دقيقا به همين علت است که زينت هاي خانم ها موجب برانگيخته شدن مرکز هيجان در مغز آقايان مي شود.

اين دکتراي تخصصي نوروبيولوژي بيان داشت: ممکن است خانمي بگويد: من با ديدن صحنه هاي نامناسب يا همان ورودي هاي حسي جنسي هيچ مشکلي برايم پيش نمي آيد و مثل يک آقا تحريک نمي شوم. پاسخ اين سئوال را مي توانيم در بخشي از هسته آميگدالا جستجو کنيم که در خانم ها بزرگتر است، بخش جانبي کمپلکس آميگدالا که قابليت تشکيل حافظه هيجاني دارد در خانم ها گسترده تر است. اين حافظه در خانم ها بهتر تشکيل شده و ماندگاري بالاتري را داراست. مثلا خانمي با آقايي به سفر ماه عسل مي روند، پس از چند سال بويي در فضا پخش شده است که يادآور خاطرات آن زمان براي خانم است اما چون چنين حافظه اي در مرد تشکيل نشده است، نسبت به آن بي اعتناست.

اين موضوع به دليل حافظه هيجاني بويايي است که در آميگدالاي خانم تشکيل شده است که ممکن است در ارتباط با طعم و مزه غذاها هم اتفاق بيفتد. يا با ديدن صحنه يا شنيدن صدايي باز هم خاطره اي را برايشان تداعي کند، و اين به دليل حافظه هيجاني قوي است که خانم ها دارند. وي در ادامه اين مطلب تصريح کرد: اين حافظه تا کجا خوب است؟ تا زماني که از حد طبيعي اش
خارج نشود. اما مداومت بر ورودي هاي بينايي جنسي با استفاده از فيلم، عکس يا حضور در مکان هاي نامناسب که به شدت حافظه هيجاني ايجاد مي کند موجب فعاليت بيش از حد آميگدالا مي شود و روشن ماندن اين بخش از مغز، اجازه فعاليت صحيح را به مرکز تشکيل حافظه يا هيپوکمپ نمي دهد و در نتيجه حافظه کلي دچار اختلال مي شود. فعاليت بالا و بيش از اندازه آميگدال موجب بيماري افسردگي در فرد مي شود و اين موضوع همان علت آمار افسردگي بالاي خانم ها نسبت به آقايان است؛ ميزان افسردگي
خانم ها نسبت به آقايان دو برابر است؛ ممکن است در خانم ها به لحاظ جسمي اتفاقاتي که در آقا رخ مي دهد، به وجود نيايد اما به خانم ها نيز آسيب جدي وارد مي شود. به طور مثال خانم فکرش و ذهنش جاي ديگري است و مثلا مي خواهد درس بخواند، کتاب را باز مي کند اما نمي تواند بر موضوع کتاب تمرکز پيدا کند.
اختري در خصوص بحث محرم و نامحرم و رابطه اين دو با نوروبيولوژي، افزود: اين مسئله بيشتر مرتبط با کموسيگنال ها يا پيام بران شيميايي است که در عرق، ادرار و ترشحات دستگاه تناسلي وجود دارد و ما از طريق سيستم بويايي آنها را درک مي کنيم. در واقع کموسيگنال ها مشابه با فرمون ها در حيوانات است.

بسياري از ارتباطات حيوانات با همنوع خود از اين طريق برقرار مي شود. همچنين صياد، صيد را از اين طريق به دام مي اندازد، در جفت گيري هم بسيار مؤثر است و نقش ويژه اي را بر عهده دارد. وي بيان کرد: سيستم بويايي در حيوانات قوي تر از انسان است و در انسان خيلي محدود شده است اما وجود دارد و اثرات منحصر به فردي را نيز دارد. اين کموسيگنال ها در زنان و مردان متفاوت است.

اين سيگنال ها توسط جنس مخالف جذب مي شود. همچنين اين کموسيگنال ها در جنس مخالف اثراتي را بر بدن و عملکرد آن دارد. به طور مثال دختري که به سن بلوغ نرسيده در مواجهه با کموسيگنال آقا مي تواند دچار بلوغ زودرس شود، همان طور که شاهد هستيم امروزه سن بلوغ بچه ها پايين آمده است که متأسفانه مي تواند موجب ختم نابجاي بارداري شود و اين عمل را از طريق تغيير در تعادل هورموني مي تواند انجام دهد.

اين دکتراي تخصصي نوروبيولوژي بيان داشت: کموسيگنال ها دو جزء دارند؛ يک جزء فرّار و ديگري غير فرّار. جزء غير فرّار در عرق و ادرار فرد مي تواند در محيط باقي بماند. ممکن است شما وارد محيطي شويد که به صورت فيزيکي شخص نامحرمي را نمي بينيد اما اثرات او يعني جزء غير فرّار کموسيگنال او آنجا وجود داشته باشد و اثرات خود را بگذارد. شايد اين يکي از دلايلي باشد که در اسلام توصيه شده است که اختلاط بين محرم و نامحرم نبايد صورت بگيرد.

وي در پايان خاطرنشان کرد: به طور خلاصه در کتاب «عفاف و حجاب از ديگاه نوروبيولوژي» بيان شده است که براي هر حکمي که در اسلام آمده است، حکمتي وجود دارد که انجام دادن آن به نفع انسان است و چنانچه فردي بخواهد در اين دنيا زندگي سالم، آرام و بي تنشي داشته باشد و در کنارش احساس خوبي هم داشته باشد و احساس پشيماني نکند، اين موارد را مي تواند رعايت کند. به سود انسان است که اين احکام را رعايت کند.

چرا که هر انساني براي آفريدگار مهم است و تأکيداتي که در دين آمده و علم هم آن را به اثبات رسانده است بر اين امر صحه مي گذارد.

منيره غلامي توکلي

همچنین بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.

آخرین اخبار