آرمان اصفهان
13:57 - پنجشنبه 16 دی 1395

نگاهی به خودزنی دختران دبیرستانی به بهانه انتشار کلیپی تکان دهنده

خون‌بازی!

جامعه ما در حال رشد است و این رشد از نظر اقتصادی، برای همه به یک میزان نیست و فاصله ای که افراد بین خود و دیگران احساس می کنند، به خصوص برای نوجوانان یک فشار و ناراحتی عمیق ایجاد می کند.

آرمان اصفهان- الهه توانا/ «خودمون به این کار می گیم خون‌بازی! وقتی خون‌بازی می کنی، آروم می‌ شی. فقط اون‌هایی که تجربه کردند، می‌فهمند چی می‌گم…». این ها می تواند حرف های مردی باشد گوشه زندان، که مشکلات زندگی و بارِ کارِ خلاف و تصور آینده ای که نیست، خسته و ناتوانش کرده. اما این جملات، حرف های «دختران نوجوان» است. طی چند سال گذشته، خودزنی و تیغ‌ انداختن روی دست، ران پا و حتی سر، به یک روال معمول میان دختران نوجوان تبدیل شده ‌است؛ رفتاری که در بیشتر مدارس کشور گزارش شده و نمونه هایش در تصاویر پروفایل های تلگرامی و پیج های اینستاگرامی دیده می شود. منتها دست به دست شدن یک ویدئوی هفت دقیقه ای از جزئیات این ماجرا و تصاویر و صداهای این دختران که برای اولین بار و با اجازه خودشان توسط سایت تحلیلی‌خبری «عصر ایران» منتشر شده، دوباره این آسیب اجتماعی را سر زبان ها انداخته است؛ پدیده خون‌بازی! خانم روانشناسِ حاضر در این ویدئو که تجربه برخورد با این نوجوانان را دارد، معتقد است: «خودزنی در مدارس دخترانه، نه کاری عجیب و غریب که این روزها رایج و طبیعی است. آن قدر که همه در مدرسه از آن خبر دارند و…»!
خودزنی یک نشانه است…
خودزنی یک نشانه است. نشانه آن که دشمنی در بیرون وجود دارد و من زورم به او نمی رسد. پس می شوم دشمن خودم، چون زورم به خودم می رسد. چون به اشتباه فکر می کنم مالک جسم خودم هستم. چون درد و رنج جسمانی، همه حواس و تمرکزم را به خودش جلب می کند تا برای مدتی هرچند کوتاه، دردهای روانم را فراموش کنم. این دردها کم نیستند، کوچک و قابل چشم پوشی نیستند؛ آزار و اذیت جسمی، تحقیر و بی حرمتی به شخصیت، نادیده انگاری، درک نکردن احساسات و نیازها، فقدان امنیت و حمایت، فشارهای روانی و تحصیلی و خیلی چیزهای دیگر که می شود از لابه‌لای حرف های نوجوانان آسیب دیده، شنید. داریم درباره نوجوانی حرف می زنیم؛ دوره ای پر از شور و هیجان و شیطنت، سرشار از توان فوق العاده برای آموختن و فهمیدن و آماده شدن برای استقلال و مسئولیت پذیری و ساختن آینده. ولی چه آینده ای در انتظار این دست ها و روح های زخمی است؟
هم جلب توجه، هم تهدید و هم فریاد درماندگی!
محمدرضا ایمانی، کارشناس علوم تربیتی و مردم شناسی، در این باره به «زندگی‌سلام» می گوید: «جامعه ما در حال رشد است و این رشد از نظر اقتصادی، برای همه به یک میزان نیست و فاصله ای که افراد بین خود و دیگران احساس می کنند، به خصوص برای نوجوانان یک فشار و ناراحتی عمیق ایجاد می کند.

این یک بُعد قضیه است اما فشارهای روانی، لزوما در نتیجه وضعیت اقتصادی نامناسب نیست. بسیاری از این آسیب ها در خانواده هایی دیده می شود که به میزان کافی رفاه و آزادی دارند اما نه به شکل مناسب؛ یعنی فرزندان به جای محبت و درک و توجه، پول دریافت می کنند و آزادی، مساوی با به حالِ خود رها کردن فرزندان، درنظر گرفته می شود.

اینجاست که فرد به روش های مختلف از جمله آسیب زدن به خود، تلاش می کند هم عواطف و توجه دیگران را برانگیزد و هم به نوعی، دیگرانی را که باعث ناراحتی اش شده اند، تهدید کند». ایمانی درباره نقش و وظایف مدرسه در قبال این آسیب ها می گوید: «وقتی درباره آموزش و پرورش صحبت می کنیم، قید «پرورش»، ارزش و مسئولیت زیادی را متوجه مدارس می کند. من منکر این نیستم که خانواده ها مسئولیت خودشان را در قبال هزینه ای گزاف به مدارس واگذار کرده اند، اما باید ببینیم آیا این تربیت و پرورشی که توقعش را داشتیم، در مدارس به تمامی و درستی انجام شده؟ یا صرفا با پدیده ای به نام «تجارت آموزش» مواجه هستیم؟ خانواده که نقشش را به درستی انجام نمی دهد، آموزش و پرورش هم که از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کند. اینگونه است که نوجوانان ما برای پر کردن خلأهای موجود به پدیده ای مثل خودزنی و خون‌بازی پناه می برند!»

همچنین بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.

آخرین اخبار