آرمان اصفهان
11:55 - پنجشنبه 27 آبان 1395

گفت‌و‌گو با كارشناس راديو ايتاليا

رسانه‌های ايتاليا در اختیار بنگاه‌های اقتصادی است

يوتيوب الزاماً به انگليسي نيست و ايتاليايي زبان‌ها از آن در قالب زبان خود استفاده مي‌كنند. لازم به ذكر است با توجه به برداشته شدن مرزها در ناحيه اتحاديه اروپا دانستن زبان انگليسي امري اجتناب‌ناپذير شده و مي‌توانم بگويم كه نسل جوان ايتاليا به شدت به آموختن و گويش به زبان انگليسي روي آورده‌اند.

آرمان اصفهان- معصومه طاهري/ قدرت و ميزان اثرگذاري رسانه‌ها در اروپا هميشه جزو‌ مباحثي بوده كه ذهن بسياري را به خود مشغول كرده است اينكه در غرب آزادي رسانه‌ها تا چه حد است و روزنامه‌نگاران در چه جايگاهي قرار دارند از سؤالاتي است كه همواره مطرح شده است. همايش ادواردو آنيلي و سانسور رسانه كه به همت فرهنگسراي رسانه و انجمن اسلامي شهيد ادواردو آنيلي برگزار شد، بهانه‌اي بود تا در حاشيه آن با راضيه اماني، استاد دانشگاه تهران، گوينده و كارشناس راديوي برون مرزي به زبان ايتاليايي كه از سخنرانان همايش نيز بود گپ‌وگفت كوتاهي داشته باشيم.

شما سال‌هاست در راديو ايتاليا فعاليت داريد و طبيعتاً نسبت به فضاي رسانه‌اي اين كشور آگاه هستيد؛ جايگاه روزنامه‌نگاري در ايتاليا را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
روزنامه‌نگاران در ايتاليا قدرت زيادي دارند. در واقع بايد گفت موضوع روزنامه‌نگاري در ايتاليا يك فرهنگ است؛ فرهنگي كه با فرهنگ رايج و مردمي فرق دارد و اين مسئله براي همه ايتاليايي‌ها امري كاملاً شناخته شده است براي همين موقعيت و جايگاه اهالي رسانه در ايتاليا بسيار مهم است و از مشاغل با‌ارزش اين كشور محسوب مي‌شود. زماني مردم ايتاليا بسيار روزنامه‌خوان بودند و ديدگاه‌هاي سياسي را از طريق جرايد دنبال مي‌كردند.
يعني الان اينطور نيست؟
تا قبل از فروپاشي شوروي اين رويه ادامه داشت. يك عده راست و يك عده چپ بودند و ايدئولوژي خاص خودشان را دنبال مي‌كردند كم كم اين تعلقات و ايدئولوژي‌ها‌ي حزبي كمرنگ شد. در سطح دولت‌ها هم مي‌بينيد به معناي واقعي چپ يا راست نيستند چون موضع‌گيري‌هاي آنها به هم نزديك است به‌خصوص درباره حمله به اسرائيل هردو جناح چپ و راست با هم اتفاق‌نظر دارند زيرا يك موضوع مشترك است و چپ و راست معنايي ندارد. تفاوتي در ايدئولوژي ندارند.
چرا نسبت به اسلام موضع‌گيري مي‌كنند؟
زيرا اسلام با ايدئولوژي آنها در تناقض است براي همين موضع تهاجمي به اسلام دارند. اسلام تنها ديني است كه زنده است و در زندگي‌ها جريان دارد. از لحاظ معنا و معنويت ديني فوق العاده است؛ ديني است كه در حاشيه نيست در بطن زندگي افراد و جامعه است و همين براي آنها خوشايند نيست.
آيا مي‌توان گفت يكي از دلايل اسلام‌هراسي غرب نيز همين مسئله است؟
بله؛ در جهاني كه به دنبال همانند‌سازي و همسان سازي‌ها‌ست و مي‌خواهد همه هويت‌ها و فرهنگ‌هاي مختلف را از بين ببرد و يكي كند هويت فرهنگي، ايدئولوژيكي و حتي جنسيتي را زير سؤال مي‌برد به طوري كه ديگر زن و مرد معنا پيدا نمي‌كند تمام هويت خانوادگي و معنوي و فرهنگي و تعلقات مليتي و… را از بين برد تا جهاني كه مي‌خواهد شكل بدهد و پروژه جهاني‌سازي خود را عملياتي كند معلوم است كه بايد با اسلام خصومت داشته باشد زيرا مي‌خواهند نمادها و نشانه‌هاي قوي كه انسان‌ها را فعال مي‌كند به نام دين و بالاتر از آن اسلام را حذف كنند. آنها به خوبي مي‌بينند اسلام در زندگي فردي و اجتماع افراد جاري است و براي همين به دنبال به حاشيه راندن آن هستند.
شما به عنوان فعال رسانه‌اي الان وضعيت رسانه‌ها در ايتاليا را چطور مي‌بينيد آيا بيشتر تأثير‌گذار هستند يا تأثيرپذير؟
رسانه‌ها در كشور ايتاليا هم مثل بقيه كشورهاي اروپايي تحت نفوذ و اختيار كامل قدرت‌هاي بزرگ اقتصادي بوده و در راستاي منافع اربابان خود قلم مي‌زنند و حركت مي‌كنند تا مبادا منافع آنها به مخاطره بيفتد.
سانسور رسانه‌اي ادواردو آنيلي در رسانه‌ها چطور بوده؟ آيا با كتاب آقاي جوزپه پوپو روزنامه‌نگار معروف ايتاليايي و مستند ادواردو مي‌توان گفت اين سانسور شكسته شده يا همچنان اين سانسور را تحت نفوذ خانواده آنيلي مي‌دانيد؟
در واقع بايد گفت ادواردو آنيلي دو بار به شهادت رسيده است؛ يك بار قبل از اينكه به قتل برسد چنانچه رسانه‌ها از او چهره شخصي معتاد، خيال‌پرداز و به شدت افسرده كه اصلاً صلاحيت جانشيني پدرش و آن ثروت افسانه‌اي را نداشت ترسيم كرده بودند. بار دوم هم وقتي بود كه او را به قتل رساندند و اين بار باز هم با كمك وسيع رسانه‌ها موضوع خودكشي ادواردو را كاملاً در اذهان عمومي كه از قبل آماده كرده بودند به ثبت رساندند. اين سانسور و سكوت مطلق همچنان در مورد قتل مظلومانه ادواردو ادامه داشته و همان خانواده‌اي كه مي‌بايست خونخواه و جوياي حقيقت و عدالت باشد، عامل اصلي سكوت رسانه‌اي و عدم اجراي عدالت است.
چند سال قبل از طرف دانشجويان فعال و دلسوز براي بحث ادواردو ايميل‌هايي به رسانه‌هاي ايتاليا ارسال شد آيا با توجه به وضعيت سانسور حاكم در ايتاليا اين كار تأثيرات لازم را داشته است؟
خير چون اگر بنا بود واقعاً اثر كند مي‌بايست افشاگري‌هاي مستند آقاي بوو و جوزپه پوپو اذهان خفته و فريب‌خورده و به طريق اولي اصحاب رسانه را بيدار مي‌كرد.
نگاه رسانه‌هاي ايتاليا به ايران را الان چطور مي‌بينيد با توجه به اينكه منافقين در ايتاليا فعاليت‌هاي زيادي داشته‌اند؟ آيا نگاه رسانه‌ها متأثر از فعاليت‌هاي سازمان منافقين هست يا آزادانه‌تر به ايران نگاه مي‌كنند؟
نگاه رسانه‌ها به ايران نگاهي است كه صاحبان قدرت به آنها ديكته مي‌كنند. طبيعتاً پس از امضاي برجام به‌زعم آنها ايران ديگر آن كشور خطرناك و تروريست نيست و همه شركت‌ها و سرمايه‌داران بزرگ اروپايي در صدد ربودن گوي سبقت براي به دست آوردن بهره بيشتري از سفره باز بازار ايران هستند. غول‌هاي سرمايه‌اي چون توتال فرانسه، اني ايتاليا و غيره مترصد استفاده از اين در‌هاي بازند. بر كسي پوشيده نيست چگونه وزير نفت تا ۲۰ سال حق چپاول استخراج نفت كشورمان را به طور انحصاري به توتال تقديم كرد. موضوع منافقين دستخوش تغيير استراتژيكي در سياستگذاري از سوي كشورهاي غربي به تبعيت از اسرائيل شده است. از آنجا كه قسمت اعظم نيروهاي منافقين و شخص رجوي به آلباني كه فاقد هرگونه سيستم امنيتي بود انتقال پیدا کرده‌اند و آنجا فضاي بسيار بازتري نسبت به عراق را فراهم مي‌كند، به نظر مي‌رسد كه اسرائيل قصد دارد از تروريست‌هاي MKOبراي تقويت نيروهاي داعش و براي انجام عمليات تروريستي در اقصي نقاط جهان به‌ويژه اروپا استفاده كند.
يوتيوب يكي از رسانه‌هاي غالب در غرب محسوب مي‌شود آيا اين موضوع در مورد ايتاليا نيز صادق است؟ چه اينكه ايتاليايي‌ها زياد به يادگيري زبان انگليسي هم حساس نيستند؟
يوتيوب الزاماً به انگليسي نيست و ايتاليايي زبان‌ها از آن در قالب زبان خود استفاده مي‌كنند. لازم به ذكر است با توجه به برداشته شدن مرزها در ناحيه اتحاديه اروپا دانستن زبان انگليسي امري اجتناب‌ناپذير شده و مي‌توانم بگويم كه نسل جوان ايتاليا به شدت به آموختن و گويش به زبان انگليسي روي آورده‌اند.
يكي از راه‌هاي ارتباط‌گيري در دنيا آموختن زبان است ولي مي‌بينيم حتي نخبه‌هاي ايتاليايي زبان انگليسي نمي‌دانند و علاقه‌اي هم به يادگيري آن ندارند؛ علت اين امر چيست؟
علت آن غناي فوق‌العاده زبان‌هاي اروپايي چون ايتاليايي و فرانسوي نسبت به انگليسي است. اين امر در طول تاريخ باعث شده كه اين دو ملت نسبت به ادبيات و زبان خود تعصب و غرور ملي داشته باشند. از آنجا كه همه معادلات جهاني به شدت و عميقاً فرق كرده اين امر ديگر مصداق حقيقي پيدا نمي‌كند ولي نسل‌هايي كه ديگر جوان به حساب نمي‌آيند هنوز خود را با اين معادلات جديد جهاني كه در همه سطوح ظهور و بروز كرده هماهنگ نكرده است اعم از فرهنگي، سياسي، اقتصادي و غيره.
به نظر شما چه ظرفيت‌هايي وجود دارد كه درعرصه رسانه‌هاي بين‌المللي بايد بيشتر به آن بپردازيم؟
يكي از بهترين زمينه‌هاي نزديك شدن ملت‌ها ‌هنر، تاريخ و تمدن است كه مخاطبان را جذب مي‌كند. درباره مسائل سياسي بعد از بيداري اسلامي قضيه خيلي فرق كرده و رسالت ما سنگين‌تر شده است. ما به‌عنوان كشوري اسلامي بايد دين خود را به هويت اسلامي‌مان ادا كنيم و چهره واقعي اسلام را به جهانيان معرفي نماييم هميشه كساني هستند كه تشنه حقيقتند و اگر ما سيراب‌كننده اين تشنگان باشيم افتخار بزرگي است تا اين‌كه بگذاريم اين تشنه‌ها با آب آلوده و كثيف سيراب شوند كه مضرات زيادي به‌همراه دارد، لذا بايد با آب زلال و ناب برگرفته از آموزه‌هاي اسلامي و فرهنگ غني ديني خود مردم جهان را سيراب كنيم.

همچنین بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.

آخرین اخبار