آرمان اصفهان
10:10 - یکشنبه 07 شهریور 1395

سطل زباله اتوبوس‌ها «کنار جاده» است!

كشور زيبايي است اما اينكه مردم زباله‌هايشان را در بيابان رها مي‌كنند تصاوير ناراحت‌كننده‌اي را در اكو سيستم اين كشور ايجاد كرده است. جالب اينجاست كه وي پس از رفتن از ايران و ورود به كشور ازبكستان ديگر شاهد اين مناظر تلخ نبوده و به همين تفاوت نيز تأكيد داشته است.

آرمان اصفهان/معصومه طاهري: چند روز پيش در اتوبوس بين‌شهري عازم اصفهان بودم. راننده بسيار به نظافت و تميزي داخل ماشين حساس بود و خودش يا شاگرد همراهش مدام به مسافران داخل ماشين توصيه مي‌كردند كه كسي زباله يا چيزي در كف ماشين نريزد اينجا را هم مثل خانه‌هاي خود بدانید و… براي همين انصافاً داخل اتوبوس تميز بود و مسافران هم از فضاي مرتب و منظم داخل اتوبوس رضايت داشتند و سعي مي‌كردند نظافت درون اتوبوس را رعايت كنند.

تا اينكه در مسير راه شاگرد راننده پلاستيك‌ها را يكي يكي خالي كرد و همه را در كارتني ريخت بعد اتوبوس در كناري ايستاد و با كمال تعجب شاگرد راننده كارتن را به گوشه‌اي پرتاب كرد به طوري كه با وزش باد همه زباله‌ها در فضا پخش شد و منظره بدي را در طبيعت و بيابان ايجاد كرد.
با گلايه سراغ او رفتم و نسبت به اين حركت او اعتراض كردم. راننده گفت آخر هوا گرم است زباله‌ها در ماشين بوي بدي ايجاد مي‌كنند شما ببينيد تا رسيدن به پليس راه هم جايي نيست كه زباله‌ها را در سطل بريزيم ناچاريم به اين كار و هر طور بود عمل خودشان را توجيه كردند…
درباره اين اتفاق غلط چند نكته قابل ذكر است؛ اول اينكه به غير از بحث فرهنگ و اهميت دادن به آن ‌بايد ديد چه نواقص سيستماتيكي نيز وجود دارد كه باعث مي‌شود فرصت انجام چنين رفتارهاي ضد‌فرهنگي ايجاد شود.

مثلاً در چرخه بازيافت زباله‌هاي مسافران بين‌شهري اعم از شخصي و عمومي چقدر جايگاه‌هاي مناسب براي نگهداري و حتي تفكيك زباله‌ها تعبيه شده است؟! آن هم در جاده‌هاي بين‌شهري كه به وفور شاهد رفت وآمد اتوبوس‌هاي مختلف يا اتومبيل‌هاي شخصي هستيم! چقدر براي تخليه اين جايگاه‌ها اگر هستند اهتمام وجود دارد؟!
ممكن است در پاسخ بگويند كارهاي زيادي شده است و براي نمونه در كنار پليس راه‌ها، سلطل‌هاي بزرگ زباله به همين منظور گذاشته شده تا رانندگان زباله‌هاي خود را در آن بريزند. اول اينكه آيا اين تعداد و اين محل براي حفظ محيط زيستي كه مدام دم از دلسوزي آن زده مي‌شود كافي است؟!
آيا نيازي كه وسايل نقليه عمومي و فردي در اين امر دارند با وجود كثرت ترافيك بين‌شهري كافي است؟ آيا واقعاً به صورت مرتب و آن گونه كه بايد اين سطل‌ها تخليه و تميز مي‌شوند؟!
مورد بعدي آن است كه چقدر به صورت سيستماتيك و نظام‌مند به همين رانندگان اتوبوس‌هاي بين‌شهري اين آموزش داده شده است كه نبايد زباله‌هاي خود را در بيابان رها كنند و نيز در كنار اين آموزش، قانون براي مقابله با متخلفان چقدر جدي است؟! همين راننده كه به بستن كمربند از ترس جريمه شدن تأكيد دارد و خوشبختانه تا حد زيادي به خوبي هم اين حركت قانوني در اتوبوس‌ها رعايت مي‌شود چون پليس جريمه مي‌كند ولي آيا درباره زباله‌هايي كه بي‌توجه به بيابان مي‌اندازند و رد مي‌شوند نيز جديت قانوني وجود دارد؟!
البته همه اينها يك چرخه است كه نبايد يكي از آنها معيوب باشد؛ يعني قانون بدون فرهنگ‌سازي و در مقابل فرهنگ‌سازي بدون قانون يا وجود قانون و فرهنگ‌سازي بدون زيرساخت‌هاي لازم براي چنين امري ضروري است و همه بايد رعايت شوند.
نمونه‌اش همان سطل‌هاي زباله و تخليه مناسب آنها در طول مسير است. متأسفانه گاه شاهديم در مسيرهاي بين‌شهري سطل‌هاي زباله به قدري كثيف و لبريز شده هستند كه انسان رغبت نمي‌كند به سمت آن برود و زباله خودش را در آن بريزد. چند وقت پيش توريست مشهوري در عرصه بيابان‌گردي به ايران آمده بود.

پس از سفرش درباره ايران گفته بود: كشور زيبايي است اما اينكه مردم زباله‌هايشان را در بيابان رها مي‌كنند تصاوير ناراحت‌كننده‌اي را در اكو سيستم اين كشور ايجاد كرده است. جالب اينجاست كه وي پس از رفتن از ايران و ورود به كشور ازبكستان ديگر شاهد اين مناظر تلخ نبوده و به همين تفاوت نيز تأكيد داشته است.

واقعاً چه تمهيدات تشويقي براي فرهنگ‌سازي در اين قضيه مهم بين‌شهري انجام شده است؟! اين يك حقيقت است، ما نمي‌توانيم به يك فرهنگ‌سازي كامل در اين امر دست يابيم وقتي در اجرا ضعيف هستيم. بنابراين اينجاست كه نقش مديريت و نظارت به صورت عملي مطرح مي‌شود.
همه زنجيره‌هاي به هم متصل يك چرخه است كه موفقيت يك پروژه را تضمين مي‌كند و البته در مقياس‌هاي بزرگ‌تر همين هماهنگي و احساس مسئوليت در ميان مردم و مسئولان است كه به تمدن‌سازي مي‌انجامند نه اينكه تنها ميلياردها تومان براي ساخت برنامه‌هاي تلويزيوني و انيميشني جهت فرهنگ‌سازي هزينه كنيم اما نه قانوني براي ضمانت اجرايي‌بودن اين فرهنگ‌ها وجود داشته باشد و نه زيرساختي ايجاد شده باشد تا جدي گرفته شوند.
به طور حتم فرهنگ‌سازي به غير از شعار و حرف بايد در عمل نيز كارايي داشته باشد و بتوان تأثيرگذاري عملي آن را هم ديد.

همچنین بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.

آخرین اخبار