آرمان اصفهان
04:18 - شنبه 16 مرداد 1395

آن روی سکّه خبرنگاران شهرستانی

در میانه این انبوه خبر و پیامی که از سوی خبرنگاران و رسانه ها مبادله می شود، نوشتن از گروهی از خبرنگاران در این مجال و مقال مورد نظر نوشتار ما هستند. خبرنگاران شهرستانی که من از آنان با نام و عنوان «خبرنگاران فراحوزه ای» یاد می کنم.

آرمان اصفهان- گویا سردبیر این نشریه در این تعریف می خواهد آنچه را که غایت یک خبر یعنی خواندن خبر و رساندن پیام حداقلی است را برساند.
پیامی که با گفت و شنود عجین است و پژوهش های روانشناسان اجتماعی هم نشانگر آن است که همین گفت و شنود الزامات بسیاری را برای افراد پدید می آورد و اثری قابل توجه روی رفتار فرد دارد تا جایی که «کورت لوین» بر این باور است که از طریق گفت و شنود آسانتر می توان در متقاعد کردن مردم توفیق یافت و نگرش آنان را تغییر داد.
آری؛ گفت و شنودی که پیام و رساندن آن از کانال های ارتباطی امری بدیهی است و امروزه همان پیام در قالب خبر به اطلاع انبوهی از جامعه و بهتر بگوییم همگان مورد نظر گابریل تارد می رسد.
اما در میانه این انبوه خبر و پیامی که از سوی خبرنگاران و رسانه ها مبادله می شود، نوشتن از گروهی از خبرنگاران در این مجال و مقال مورد نظر نوشتار ما هستند. خبرنگاران شهرستانی که من از آنان با نام و عنوان «خبرنگاران فراحوزه ای» یاد می کنم. خبرنگارانی که کارشان در شهرستان های کوچک با کلان شهرها تفاوت هایی دارد. این خبرنگاران سرویس خبری و حوزه اختصاصی ندارند و باید در همه بخش های اجتماعی، سیاسی، ورزشی، فرهنگی، حوادث و مخصوصا انتخابات مجلس و شوراهای شهر و روستا خبر بگیرند و قلم بزنند.
علاوه بر این دردسرهای ارسال اخبار و گزارش برای این گروه نیز متفاوت از مسائل درگیر و روزمره سایر خبرنگاران است؛ در مناطق کوچکتر همه تقریبا همدیگر را می شناسند و همین امر باعث می شود خبرنگاربویِژه در ارسال اخبار حوادث، سیاسی و معضلات اجتماعی و فرهنگی و محلی گاهی با مشکلاتی مواجه شود که خانواده و اطرافیان و حتی همسایگان را نیز درگیر سفارشها و درخواست هایی کند که یا ناراضی از نحوه ارسال خبر یا موضوع گزارشها هستند و یا رضایتشان به بهای نپرداختن به یک موضوع یا مسئله ای است که بنا به مقتضیاتی یا به آن نمی پردازند یا گاهی مجبور می شوند کمرنگ تر آن را مخابره کنند.
به هر روی، خبر است و یکی یا چند نفر را ناراحت می کند و عده ای را خوشحال و گاهی هم خنثی و کم اثر است و بیشتر جنبه اطلاع رسانی صرف دارد اما باز هم خبر است.
نبود امکاناتی مثل وسیله ایاب و ذهاب به روستاها و بخش های مختلف، حقوق بسیار پایین و بدون مزایای بیمه ای و … و حتی نداشتن مکان و دفتری برای کار در شهرستان محل سکونت به انضمام ایجاد مشکلاتی از سوی مسئولان و مدیران ارشدی که با روی کار آمدن هر دولت تغییر می کنند و تغییر رویه می دهند و می خواهند نگاه و دیدگاهشان را بر خبرنگاران نیز اعمال کنند تنها بخشی از مشکلات این گروه از خبرنگاران زحمت کش محلی است.
خبرنگارانی که چشم داشتی ندارند و همین که یادشان کنند برایشان دلگرمی است.
باشد که این یادکرد خودمان ازخودمان و شهرستانی های سخت کوش، الگویی مثال زدنی باشد برای دیگر مدعیان رسانه ای و مطبوعاتی که در سالگردها، مناسبت ها و شمارگان های خاصشان فقط یک روی سکه را می بینند و حتی سال و ماه، تلفنی جویای حال خبرنگارانشان نیستند.
محمود افشاری

همچنین بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.

آخرین اخبار