آرمان اصفهان
12:54 - یکشنبه 27 تیر 1395

آشفتگی در برنامه های «اوقات فراغت»/ امروز خیلی از کارکردهای «مسجد» به نهادهای دیگر واگذار شده است

حدود یک میلیون مخاطب کودک و نوجوان در اصفهان داریم. هیچ وقت هم فعالیت ها و برنامه هایی که اجرا می شوند پوششی به اندازه این حجم جمعیتی ندارند و لذا ما همیشه دچار کسری فعالیت و برنامه در این بخش هستیم.

آرمان اصفهان: موضوع فرهنگ و زوایای پنهان و نهان این بخش مهم هر جامعه و کشور همواره مورد توجه عموم و رسانه ها بوده است.

این روزها هم این بخش مهم با تکیه کلام ولنگاری همراه شده و قسمت های مختلف عرضه فرهنگ که دچار این عارضه هستند نیز به نقد و بررسی بیشتر از سوی کارشناسان و صاحب نظران و مسوولان در آمده اند.

ولنگاری در کنار موازی کاری، توزیع نامناسب خدمات فرهنگی و همچنین بحث روز اوقات فراغت بویژه در بین نوجوانان و جوانان مباحثی است که در این گفت و گوی فرهنگی با رییس دفتر تبلیغات اسلامی اصفهان به ان پراخته ایم.

حجت الاسلام محمد قطبی که دیر زمانی نه چندان دور سکاندار اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی همین استان هم بود و به یقین نگاه او به مسائل ریز و درشت این حوزه نیز امروز شنیدنی و خواندنی تر است.

– اصولا چه شد که واژه ای بنام ولنگاری طرح شد و به کلمه فرهنگ چسبید؟

ولنگاری مفهوم وسیعی دارد. این واژه وقتی متداخل در فرهنگ به ویژه ابزارهای فرهنگی شود می تواند تداعی های مختلفی هم از آن صورت گیرد، از جمله در تولیدات فرهنگی، حوزه تفکر و اندیشه، محصولات و … که حد و حدود وسیعتری هم شامل آن می شود و باید چارچوب هایی در آن رعایت شود.

مثلا در تولید و توزیع یک محصول باید به تناسب گروه سنی افراد و دامنه پوشش آن دقت کرد. پی در مجموع وسعت کار در این بخش زیاد است.

– موازی کاری فرهنگی چطور؟ در زمان حاضر خیلی از نهادهای فرهنگی چند کار مشابه با هم انجام می دهند. این فی نفسه خوب است یا خیر؟

اینکه همزمان دو یا چند نهاد عامل و مجری فعالیتی انجام دهند که گروه های هدف مختلفی را هم شامل می شود، مثلا در همه مدارس نماز جماعت برپا می شود که کار به موازات مذهب و مسجد است پس این نقصی ایجاد نمی کند اما اگر موازی کاری در برابر هم قرار گرفت، این شاید منجر به نقص شده و در در  نهاد آن اثر همدیگر را خثی کند.

پس بنابراین اگر در مقابل هم قرار گرفت این مطلوب ما نیست اما از سوی دیگر اگر تعدد فعالیت ها موجب ارائه خدمت بیشتری به مردم شود این نیز مفید است.

– فصل تابستان و تعطیلات و بحث داغ اوقات فراغت نزدیک است. در این بخش نیز موازی کاری یا تقابل هایی داریم. نظر شما چیست؟

در موضوع اوقات فراغت تقابل و تفاوت در نوع نگرش ها است. برخی فکر می کنند همین صرف پر کردن کافی است. برخی دیگر معتقدند این اوقات بهترین زمانی است که می تواند زمینه شد و ترقی فرد نوجوان و کودک را ایجاد کند. هر چند در زمان کار و تحصیل هم زمینه های رشد فراهم است اما در فرصت فراغت این بیشتر و بهتر اتفاق می افتد. حال اگر این دو یا چند دیدگاه و نظریه باعث تشتت شود این خوب نیست و مخاطب را سردرگم می کند.

– مثال دیگری که می توان در این زمینه زد بحث حجاب و عفاف است. در این مورد خاص این تقابل یا ولنگاری به چه شکلی است؟

خب یک نظر می گوید حجاب یک مقوله اعتقادی و باور است، دیگری آن را یک مقوله رفتاری است و باد در حوزه رفتارهای اجتماعی مداخله کرد، اگر این نظریات در برابر هم قرار گرفت و همدیگر را نقض کرد این می تواند مفهوم ولنگاری را در بر بگیرد.

– با توجه به اینکه ارگان ها و دستگاه های متعددی در بخش اوقات فراغت برنامه دارند و هر کدام هم آن را کار و برنامه خودش می داند آیا در سخنان و نظرات شما این یک حسن است یا نقص؟

باز هم بر می گردم به مبنایی که اشاره کردم. اگر این تعدد باعث خدمات بیشتر به مردم شود این مفید است اما اگر همین تعدد باعث انباشت و بهم ریختگی هایی شود یا در جایی تقابل ایجاد کند این منفی است.

ما در اوقات فراغت هر دوی اینها را داریم؛ بعنوان مثال بسیج و فرهنگسراها و شهرداری و دارالقرآن همه آموزش قرآن دارند. این تا اینجا اشکالی ندارد و هر کدام ممکن است محدوده جغرافیایی خاصی را پوشش دهند پس این مطلوب است اما گاهی در همین اوقات فراغت می بینیم برنامه ریزی ها به گونه ای است که جهت گیری ها و نوع نگرش ها در تقابل همدیگر است، برخی می گویند همین که این اوقات را پر کنیم کافی است اما برخی معتقد به زمینه سازی رشد معنوی در این ایام هستند. این تشتت مخاطب را سردرگم کی کند و او نمی تواند انتخاب درستی داشته باشد.

– در استان و شهر اصفهان آیا در این حوزه موفق بوده ایم؟ آیا این نگرش ها به اوقات فراغت به سمت مفنی بودن رفته یا مفید بوده است؟

در مقام واقعیت بیرونی فعالیت هایی که به نام اوقات فراغت انجام می گیرد آنقدر وسیع و دامنه دار نیست که در مقابل یکدیگر باشد و همدیگر را نقض کند، حدود یک میلیون مخاطب کودک و نوجوان در اصفهان داریم. هیچ وقت هم فعالیت ها و برنامه هایی که اجرا می شوند پوششی به اندازه این حجم جمعیتی ندارند و لذا ما همیشه دچار کسری فعالیت و برنامه در این بخش هستیم. بنابراین اینجا خیلی پررنگ نیست که اینها در تقابل هم و تضاد یکدیگرند.

– و اینکه ولنگاری در اوقات فراغت داریم یا این تعاریف؟

مسئله اصلی در این بخش نبود نظریه درست در ادقات فراغت است، روشی درست مبتنی بر مبانی دینی یا از بعد جامعه شناختی، حالا اگر این چنین نظریه ای باشد دچار تشتت نشده و موفق خواهیم شد اما چون این نظریه نیست دچار تشتت آرا و روش هستیم.

برخی اوقات فراغت را فعالیت مذهبی صرف می دانند و آن را محدود می کنند به بچه ها به مسجد بیایند و یک حداقلی را قائل هستند، در جای دیگر تعریف وسعتر است و شامل سرگرمی، تفریح و ورزش و هنر و کلاس های فنی هم می شود.

این تشتت باعث شده ان آشفتگی اجرا را ما در استان اصفهان هم شاهد باشیم، من تصور می کنم دستگاه یا شورای بالادستی ستاد ساماندهی اوقات قراغت یا حتی بالاتر از آن در ساحت های دانشگاهی و علمی باید بنشینیم و به یک جمع بندی و دامنه تعریف در این بخش برسیم.

اگر این دامنه تعریف مشخص شود خیلی از این کلاس های فنی و هنری و مهارتی می تواند در مسجد تشکیل شود و مسجد هم پایگاهی باشد برای گروه وسیعی از نوجوانان.

آن سوی قضیه هم که تفریح و سرگرمی است، اگر مذهب را فراغت بدانند می شود آنجا هم مذهب و قرآن باشد و لذا اینجاست که آن توازن مد نظر ما بوجود می آید. در زمان حاضر من این توازن را نمی بینم.

یک جا مذهب هست بدون توجهبه هنر و فن و مهارت، و بر عکس در جایی دیگر فقط تفریح و ورزش و بازی است و توازنی وجود ندارد. من گمان می کنم به جای واژه تقابل ما ضعف توازن داریم، توزیع نامتوازن. رویکرد مفاهمه معیار در جامعه این تشتت را کاهش می دهد.

– مسجد در زمان حاضر این جایگاه و ظرفیت که در بیان شما هم بود را دارد؟

خب طبیعی است که وقتی مسجد را با نگاه مذهبی صرف ببینیم و تعریف کنیم خیر، مسجد پناهگاه عمومی فرهنگی و اجتماعی مردم است.

قدیم الایام مردم در مساجد بسیج می شدند، در زمان پیمبر مسجد محل حل و فصل اختلافات بود، مسائل اقتصادی و بهداشتی  و توانمندسازی مردم در مسجد انجام می گرفت، در مجموع مسجد تکیه گاه حل گرفتاری ها و مشکلات بود.

امروز اینها چندپاره شده، بخشی از این کارکرد را قوه قضاییه انجام می دهد، بخش دیگر را آموزش و پرورش یا فرهنگسراها دنبال می کنند، بنابراین ما مسجد را تهی کرده ایم تنها برای فعالیت مذهبی و دینی صرف؛ درست است و این خوب است که محور مسجد مذهب است اما مسجد ساخته می شود که تامین کننده ابعاد دیگری از جامعه بویژه اندیشه ها و فعالیتهای قشر نوجوان و کودک ما باشد اما می بینیم اینگونه نیست و مسجد جاذبه و کششی برای آنان ندارد.

– برگردیم به فرهنگ! مجلس دهم شورای اسلامی در ابتدای راه است. برای فرهنگ با توجه به وسعت این عرصه چه پیشنهاد و نقدی به نمایندگان مجلس دارید؟

رهبر عزیز انقلاب بارها اولویت های ما را تبیین کرده اند که اقتصاد بعنوان ا ولویت عاجل و فرهنگ به عنوان اولویت دائم در بیان معظم له بوده است.

این دائم بودن می رساند که حتی اقتصاد هم اگر در سبک زندگی مردم شاهد شیوه درست اسلامی و ایرانی نباشیم ضربه می خوریم و این یک فرهنگ است.

تصور می کنم فرهنگ به معنای درست آن مظلوم است، نمونه بارز آن همین مجلس دهم و استقبال اندک نمایندگان مردم از کمیسیون فرهنگی مجلس. البته بخشی از این شاید این باشد ضرورت های خرده اقتصادی نمایندگان بیشتر بوده اما به هر حال یک معیار سنجش واقع شد. به واقع در آغاز بکار مجلس دهم به فرهنگ کم لطفی شد.

فرهنگ دارای وسعت و دامنه هایی است که در زندگی مردم جاری و ساری است. معماری، کار و تعاون و امنین و سیاست همه و همه فرهنگ در آنها متداخل است و زمینه ساز رشد.

– فضای مجازی و شبکه های موبایلی و اجتماعی در این بین چه نقشی دارند و اینکه قشر کودک و نوجوان بویژه در این فضا چه وضعیتی دارند؟

این فضا امروز بخش زیادی از کودکان و نوجوانان ما را به سمت خودش کشیده و آمارهایی مثل 43 میلیون ایرانی عضو این شبکه ها بسیار بالاست، در واقع اگر قرار باشد یکی از ضعف های زمینه سازی اوقات فراغت را نام ببریم همین خیلی مهم است که در فضای مجازی حضور فرهنگی سالم و جدی نداریم و این بخوبی مشهود است.

اگر بخواهیم بدبینانه نگاه کنیم این فضا دست بچه های همین مردم است و خودشان آن را می چرخانند! اگر هم بخواهیم دقیقتر و جدی تر نگاه کنیم مدیریت این فضا در خارج از مرزهای دسترسی ماست، پس این در هر دو شکل موضوع آسیب است.

صرف اینکه ابزار ارتباطی با این وسعت و سرعت بدون مدیریت در اختیار کودک و وجوان ما باشد، کودک و نوجوانی که شناخت عمیقی از شرایط حاضر ندارد، مهارت اجتماعی بالایی ندارد، سواد فرهنگی و رسانه ای ندارد بنابراین این ابزار آسیب است و مثل این می ماند ما چاقویی را به دست کودکی بدهیم ولو اینکه به کسی هم حمله نکند اما نفس چاقو در دست کودک آزار دهنده است و بالاخره به امنیت روانی و رفتاری او آسیب می زند.

– حضور در این فضا را تهدید می دانید یا فرصت؟

من تصورم این است که باید از این فضا استفاده کرد و تهدیدهای آن را هم شناخت، چه خوب است اگر همین موضوع سبک زندگی اسلامی و ایرانی، نشر معارف دین و اخلاق اسلامی و منش انسانی در این فضا بازنشر شود. باید با برنامه پیش رفت و این فضا را مدیریت کرد.

والسلام

همچنین بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.

آخرین اخبار