آرمان اصفهان
17:46 - یکشنبه 19 اردیبهشت 1395

شورای همکاری خلیج فارس و واگرایی با ایران

رشد جریانات سلفی گری و اسلام وهابی با پشتیبانی عربستان سعودی در منطقه منجر به رویارویی بین ایران و این کشور شده است. این تصادم امروزه نه تنها به منطقه خلیج فارس بلکه به خارج از آن نیز کشیده شده است.

به گزارش آرمان اصفهان، نوع مناسبات ایران و شورای همکاری خلیج فارس، نوع خاصی است به این معنا که شاید رقابت ذاتی مشخصه اصلی این مناسبات است.

اما این رقابت ذاتی گاهی اوقات به خاطر تصورات مشترک از یکدیگر به یک شراکت و همکاری تبدیل شده و گاه به خاطر اختلاف دیدگاه ها و تصورات و تضادها در سیاست خارجی روابط دیپلماتیک به سطح پایینی رسیده است.

در شرایط کنونی نیز روابط ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به دلیل وجود عوامل واگرا و یا همان تصورات نامطلوب در سطح مناسبی نمی باشد، حال آنکه واقعیت های منطقه نیاز به همگرایی و همکاری میان کشورهای منطقه را دو چندان نموده است.
مذهب
از میان عوامل واگرا میان ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس عمده ترین عامل تاثیرگذار عامل اختلافات مذهبی و عقیدتی است.

نظام جمهوری اسلامی ایران با ماهیت اسلام شیعی و این کشورها با ماهیت اسلام تسنن هستند. گرچه این دو ایدئولوژی به خودی خود در تضاد با یکدیگر نیستند و همگی تحت لوای اسلام قرار دارند اما قرائت های افراطی از این مساله باعث تصادم این دو مذهب جهان اسلام در برابر یکدیگر شده است.

نمود این وضعیت را می توان در رقابت های ایدئولوژیکی منطقه ای بین ایران و این کشورها ( به طور عام) و عربستان سعودی ( به طور خاص) مشاهده کرد.

رشد جریانات سلفی گری و اسلام وهابی با پشتیبانی عربستان سعودی در منطقه منجر به رویارویی بین ایران و این کشور شده است. این تصادم امروزه نه تنها به منطقه خلیج فارس بلکه به خارج از آن نیز کشیده شده است.

برخوردهای ایدئولوژیک و متضاد عربستان و ایران در فلسطین، لبنان، عراق، سوریه، بحرین، یمن و… نمودی از این مساله است. همچنین شواهد نشان می‌دهد در جنوب شرق و شمال غرب ایران در داخل مرزهای سرزمینی جمهوری اسلامی ایران (به خصوص در مناطق قوم نشین ) عربستان در حال برنامه ریزی است. در واقع عربستانی ها درصدد تغییر مرزهای مبارزه و گسترش آن در سطح مرزهای ایران هستند. نتیجه این کار را می‌توان در مناطق قوم نشین ایران دید. این وضعیت با شدت بیشتری در جنوب شرق و با وضعیت آرام تری در خوزستان و کردستان در حال پیگیری است.

بنابر آنچه گفته شد بعید به نظر می‌رسد در آینده نزدیک با وجود تحولات اخیر این تضادها بین ایران و این کشورها در زمینه مذهبی تقلیل یابد. البته باید ذکر شود که همگی این کشورها دارای تعصبات شدید مذهبی نیستند بلکه شدت آن در کشورهای فوق متفاوت می باشد. به طور مثال امارات و عمان موضع معتدل‌تری نسبت به مسائل مذهبی دارند.
امنیت بومی‌محور یا غرب محور
دومین عامل تاثیرگذار واگراکننده، مولفه برداشت متفاوت از نحوه تامین امنیت منطقه ای بومی محور در مقابل غرب محور است. کشورهای منطقه که تحت نفوذ مستقیم آمریکا هستند با این استدلال که خود به تنهایی قادر به تامین امنیت نیستند با امضای قراردادهای نظامی خواهان حضور آمریکا و غرب در خلیج فارس شده و معتقدند امنیت در خلیج فارس تنها با حضور کشورهای قدرتمند مثل آمریکا ایجاد خواهد شد.

این وضعیت از یک طرف به علت ضعف نظامی این کشورها در برابر ایران و عراق و از طرف دیگر پشتیبانی در جهت حمایت از رژیم های محافظه کار در برابر حرکات مردمی است.

نمود این وضعیت را می توان در حمایت های آمریکا در سرکوب مردم بحرین مشاهده کرد. ایران خواهان تامین امنیت با حضور و مشارکت تمامی کشورهای منطقه است این در حالی است که این کشورها همواره حضور غرب را ضروری می دانند.
ایران هراسی
سومین عامل ایران هراسی و برنامه های هسته ای ایران است. همان طور که بسیار واضح است وزن ژئوپلتیکی ایران بسیار سنگین تر از کشورهای عضو شورای همکاری است.ایران با جمعیتی بالغ بر 75 میلیون نفر به تنهایی از مجموع کشورهای حوزه خلیج فارس پرجمعیت تر است. به لحاظ قدرت نظامی، سیاسی و … این عدم توازن همراه با برخی عوامل اختلاف انگیز مانع از نزدیکی این دو قطب به یکدیگر شده است.

یکی از عوامل موثر قدرت هسته ای ایران است. قدرت هسته ای اگرچه عاملی برای واگرایی صرف به حساب نمی آید اما نفوذ آمریکا در این کشورها و القائات منفی نسبت به قدرت نظامی و هسته ای ایران یکی از عوامل تاثیرگذار در مناسبات طرفین است. به طوری که در چندین مجمع سالیانه کشورهای عضو شورای همکاری نسبت به برنامه صلح آمیز هسته ای ایران موضع گیری شده و حتی پیشنهادهایی از جانب شورا به ایران شده است.
ملی‌گرایی
چهارمین عامل اختلافات ملی گرایی عرب- فارس است. این مولفه سابقه دیرینه ای داشته و همواره یکی از موارد مناقشه بر انگیز در منطقه بوده است البته عامل ناسیونالیسم در رژیم گذشته پررنگ تر از زمان حال بوده است.

رژیم گذشته ایران که نقطه تمرکز خود را در ملی گرایی ایرانی گذاشته بود همواره در تصادم فرهنگی با این کشورها بود. پیروزی انقلاب اسلامی با ماهیتی اسلامی آن وضعیت را تا حدودی دچار گسست کرد به طوری که ماهیت نظام، شکاف بین ملی گرایی ایرانی و عربی را پر کرد هرچند بعد ها به سبب تلاش کشورهای عربی و به خصوص سعودی ها و نیز برنامه ریزی صهیونیست ها و آمریکا در منطقه، مسائل مذهبی تشدید شد.
اختلافات ارضی و مرزی
پنجمین عامل اختلافات ارضی و مرزی است. گرچه ایران بخش عظیمی از اختلافات مرزی خود را با این کشورها حل و فصل کرده است اما بخشی از مرزهای طرفین تا کنون محل مناقشه بوده است.

این مساله منجر به تعیین حدود نشدن بخشی از مرزهای آبی شده است که دارای منابع نفتی و گازی هستند. اما در مجموع این اختلافات مشکل چندانی را به وجود نیاورده است. تنها اختلاف بین ایران و امارات بر سر جزایر سه گانه ایرانی، تمامی اختلافات مرزی را تحت تاثیر قرار داده است.

امارات تا کنون با طرح ادعاهای واهی خود در مجامع بین المللی نتوانسته است موفقیتی کسب نماید و حتی در سال های گذشته با حمایت کشورهای عضو شورا و اتحادیه عرب درصدد طرح آن در سازمان ملل بوده است، اما ایران با طرح این موضوع که این یک مساله داخلی ایران است تاکنون نتوانسته است همراهی بین المللی را کسب نماید.
تنگه استراتژیک هرمز
ششمین عامل افزایش قدرت ایران در بستن تنگه هرمز است. کشورهای عربی که شریان حیاتی و اقتصادی خود را در منطقه و صادرات آن به خارج می بینند همواره از قدرت ایران و برخورد احتمالی آمریکا نگران هستند.

به همین دلیل نیز در سال های گذشته طرح هایی را در خارج ساختن تنگه هرمز از صادرات نفت مطرح کرده اند اما به طور کلی قدرت نظامی ایران در تنگه هرمز و افزایش قدرت چانه زنی ایران منجر به بدبینی طرف مقابل شده است.

این وضعیت با موضع گیری مقامات نظامی ایران در سال های گذشته در بستن تنگه هرمز تشدید شده است.

انتهای پیام/ پایگاه خبری-تحلیلی الوقت

همچنین بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.

آخرین اخبار