آرمان اصفهان
08:33 - شنبه 29 اسفند 1394

قانونی برای ملی شدن نفت ایران

امیرتیمور کلالی، نماینده مشهد، که تازه به اقلیت پیوسته بود، به جعل امضای خود پای قرارداد الحاقی شدیداً اعتراض کرد و کوشید با کمک حائری زاده، قانون انتخابات را وارد دستورکار مجلس کند و عملاً وقت مجلس را بگیرد.

به گزارش آرمان اصفهان؛ ماجرای نفت در ایران با قرارداد واگذاری امتیاز بهره برداری از منابع نفتی به ویلیام ناکس دارسی انگلیسی آغاز شد؛ قراردادی در 18 فصل که در تاریخ نهم صفر سال 1319 (هـ.ق)، به امضای مظفرالدین شاه قاجار رسید.

تا آن زمان ایران تنها نقش دیوار دفاعی هندوستان را برای انگلیسی ها ایفا می کرد، اما پس از این، نفت ایران گنجی بی انتها بود که می توانست منافع بلند مدت انگلیس را تأمین کند.

با اکتشاف نخستین چاه نفت در مسجد سلیمان، برنامه غارت نفت ایران توسط انگلیس کلید خورد. آنها صدها کارشناس خود را به ایران اعزام کردند و خوزستان، منطقه ای که نخستین چاه های نفتی ایران در آن جا کشف شده بود، عملا به منطقه‌ای جدا از ایران تبدیل شد.

انگلیسی ها با تطمیع برخی حکام محلی، وعده ایجاد یک کشور مستقل در خوزستان و جدایی این منطقه از ایران را به آنها داده بودند.

با این وجود، غارت منابع ملی و تهدید تمامیت ارضی ایران، تمام اهداف خصمانه انگلیس علیه ایران و ایرانی را شامل نمی شد. رفتار تحقیرآمیز انگلیسی ها با کارگران بومی و ظلم و ستم غیرقابل تحمل آنها، بارها باعث قیام مردم جنوب و مناطق نفت خیز شده بود.

چندی بعد، انگلیس با راه انداختن کودتای سیاه، سیاست استعماری خود را تغییر داد. روی کار آمدن رژیم پهلوی، فرصت غارت بیشتر نفت ایران را در اختیار استعمارگران گذاشت. انگلیسی ها تمام دوستان خود در خوزستان را قربانی این رژیم کردند تا منافعشان را برای مدت بیشتری در ایران تضمین کنند.

به این ترتیب امتیاز دارسی، که مدت آن در سال1340 (هـ.ش)، به پایان می رسید، توسط رضاشاه، با قرارداد 1933م، تا سال 1373 (هـ.ش)، تمدید شد! پس از فرار پهلوی اول از کشور، در فضای نسبتاً باز سیاسی دهه 20، موضوع مقابله با استعمار انگلیس و جلوگیری از غارت نفت ایران، به عنوان یکی از مطالبات مردمی، از سوی نخبگان جامعه مطرح شد و به تدریج، نهضتی شکل گرفت که برگ زرینی را در تاریخ ایران رقم زد.

آنچه در پی می آید، نگاهی اجمالی به زمینه های اوج گیری این نهضت مردمی است؛ زمینه هایی که کمتر مورد توجه قرار گرفته و به آنها اشاره شده است.

107101
نخستین زمزمه های ملی شدن صنعت نفت
با سقوط دولت دست نشانده عبدالحسین هژیر، ساعد مراغه ای، برای اجرای سیاست های جدید انگلیس در ایران، وارد عرصه شد. او توانست در 17 آذرماه سال 1327، از مجلس پانزدهم رأی اعتماد بگیرد. با این وجود، همه می دانستند که این تغییر کابینه به معنای تغییر سیاست های نفتی نیست.

طرح موضوع غارت نفت ایران توسط انگلیسی ها، از سوی مهندس احمدرضوی در مجلس شورای ملی، از دوم تا بیست وپنجم آذرماه همان سال، با استقبال مردم روبه رو شد. کوتاه کردن دست انگلیس از منابع نفتی ایران، به مطالبه‌ای عمومی تبدیل شده بود. با ضرب و جرح احمدرضوی توسط یکی از افسران ارتش، پس از آخرین نطقش در مجلس، غلامحسین رحیمیان، نماینده قوچان، دولت ساعد را به دلیل سیاست های نفتی استیضاح و تلویحاً موضوع ملی شدن صنعت نفت را مطرح کرد.

با این حال، به پیشنهاد دکتر مصدق، که در آن زمان خانه نشین شده بود، موضوع استیضاح موقتاً مسکوت گذاشته شد. پس از این وقایع، سیدحسین مکی، که از مخالفت مردم با قرارداد نفتی خبر داشت، دست به اقدامی اساسی زد و ماده واحده الغای امتیاز نفت جنوب (قرارداد 1933) را به مجلس برد.

ولی نفوذ انگلیس در میان نمایندگان و فعالیت هژیر که پس از برکناری از نخست وزیری به وزارت دربار منصوب شده بود، باعث شد ماده واحده برای طرح در صحن علنی مجلس شورای ملی، رأی کافی به دست نیاورد. به همین دلیل، آیت ا…کاشانی با صدور اعلامیه‌ای شدیداللحن، ضمن آگاهی بخشیدن به افکار عمومی، خواستار تصویب هرچه سریع تر ماده واحده شد.
توطئه ای که ناموفق ماند
شرایط پیچیده آن روز و مخالفت اقلیت مجلس با ادامه فعالیت انگلیس در مناطق نفت خیز جنوب کشور، سبب شد موضوع استقرار مجدد دیکتاتوری نظامی، مانند کودتای سوم اسفند 1299، در دستور کار استعمار پیر قرار گیرد. با ترور شاه در 15 بهمن ماه 1327، بهانه به دست سپهبد رزم آرا، رئیس ستاد ارتش، افتاد و بسیاری از رجال بانفوذ و مخالف حضور انگلیس بازداشت شدند.

آیت ا…کاشانی، با خشونت و شدت عمل فراوان، بازداشت و به خرم آباد تبعید شد. سایه آغاز یک دیکتاتوری جدید بر کشور سنگینی می کرد. در این شرایط بود که مکی، حائری زاده و آزاد، تصمیم گرفتند با استیضاح دولت، کشور را از وضعیت به وجود آمده خارج کنند.

به این ترتیب، استیضاح دولت ساعد، به دلیل ازبین بردن آثار مربوط به ترور شاه، سلب آزادی جمعیت ها و احزاب و نیز، توقیف و بی احترامی به آیت ا…کاشانی، به مجلس تقدیم شد.

اما اکثریت نمایندگان مجلس، تمایلی به حمایت از جریان مقابله با استعمار انگلیس نداشتند. در چنین شرایطی، کار تدوین قرارداد الحاقی برای انحراف اذهان عمومی جامعه آغاز شد. هیئت انگلیسی به ریاست «نویل گس» به تهران آمد و با «عباسقلی گلشاییان» برای تهیه قرارداد الحاقی به مذاکره پرداخت.

انگلیسی‌ها حاضر شدند سهم ایران را از چهار شیلینگ در هر تن به شش شیلینگ افزایش دهند. در حالی که در همان زمان، کشور ونزوئلا بابت امتیاز نفتی خود بیش از 23 شیلینگ در هر تن دریافت می کرد.

رویکرد منفعت طلبانه انگلیسی ها در قرارداد جدید، سبب واکنش های فراوانی در جامعه شد. بنابراین، مطرح کردن آن به روزهای پایانی مجلس موکول شد تا دولت ساعد بتواند آن را به سرعت تصویب کند. با چنین هدفی، قرارداد الحاقی موسوم به «گس-گلشاییان»، روز 27 تیرماه 1328، بدون آنکه به کمیسیون بودجه و امورخارجه فرستاده شود، باقید یک فوریت به مجلس شورای ملی فرستاده شد.
مقاومت در برابر خیانت
همه چیز در مسیر تسهیل دستیابی انگلیس به اهداف استعماری‌اش قرارگرفته بود. ساعد مراغه‌ای، قرارداد را به صورت ماده واحده به مجلس ارائه داد تا تنها یک مخالف و یک موافق درباره آن صحبت کند. اعمال نفوذ هژیر نیز، راه را برای تسریع تصویب قرارداد هموار کرده بود.

این در حالی بود که آیت ا…کاشانی، به عنوان حامی اصلی جریان مخالف، در تبعید به سر می برد. مکی تصمیم گرفت از دکتر مصدق برای یاری اقلیت مجلس کمک بخواهد. وی در این باره می نویسد:«مدتی [با دکتر مصدق] بحث کردیم، نتیجه نداد. بالاخره گفتم: در مجلس خواهم گفت که دکتر مصدق از اظهار نظر در این مورد خودداری کرده است.

این تهدید کار خود را کرد و روز پنجشنبه نامه‌ای را نوشت و برای من فرستاد.» دکتر مصدق در این نامه صراحتاً با قرارداد مخالفتی نکرد. مظفربقایی، سال ها بعد درباره نامه مصدق گفت:«اگر این نامه منتشر می شد، آن وقت نمی شد بگویند جناب آقای دکتر مصدق نفت را ملی کرد. اولین کسی که از ملی کردن صنعت نفت صحبت کرد، آقای غلامحسین رحیمیان بود. چند ماه بعد از آن دومین نفر حسین مکی بود.»
تلاش ها به ثمر می رسد
با نزدیک شدن روزهای پایانی مجلس پانزدهم، دولت ساعد تصمیم به تصویب هرچه سریع تر قرارداد الحاقی گرفت. حرکت نمایندگان اقلیت با حمایت مردم، از روز اول مردادماه سال 1328 آغاز شد. بقایی، نماینده کرمان، خواستار رد فوریت ماده واحده شد، اما کاری از پیش نبرد.

امیرتیمور کلالی، نماینده مشهد، که تازه به اقلیت پیوسته بود، به جعل امضای خود پای قرارداد الحاقی شدیداً اعتراض کرد و کوشید با کمک حائری زاده، قانون انتخابات را وارد دستورکار مجلس کند و عملاً وقت مجلس را بگیرد.

با این وجود، بسیاری از نمایندگان، متمایل به تصویب قرارداد بودند. سیدحسین مکی، به استناد بند «ج» ماده 89 آیین نامه نطق های مجلس، مدت زمان مجاز سخنرانی در رد قرارداد الحاقی را نامحدود اعلام کرد و نطق های طولانی او در مجلس آغاز شد.

رئیس مجلس، «سردار فاخر حکمت»، کوشید اقلیت را از ادامه فعالیت بازدارد، اما نطق های طولانی مکی، با حمایت اقلیت مجلس، موجب التهاب جو در صحن علنی شد. در پی این اتفاق، سخنرانی دکتر معظمی، جو را بیش از پیش ملتهب کرد.

او خطاب به نمایندگان و رئیس مجلس شورای ملی گفت:«بدبخت ترین ملت، ملتی است که اراده خودش را در موقع اظهار نظر از دست بدهد و بزرگان قوم مثل مرده روی صندلی ها بنشینند و در مسائل ابتدایی این طور اظهار نظر کنند. آقای رئیس مجلس شورای ملی! حق ملت ایران در بین است.» دخالت ساعد مراغه ای در جریان مجلس و سخنان او در روز دوم مردادماه سال 1328، سبب شد اقلیت مجلس، دولت را استیضاح کند.

با این حال، مکی می دانست که بیشتر نمایندگان، همسو با دولت، به دنبال تصویب قرارداد الحاقی، پیش از پایان دوره مجلس پانزدهم هستند. با توجه به این شرایط، آخرین نطق مکی، بعدازظهر روز پنجم مردادماه 1328 آغاز شد و تا سی دقیقه بامداد روز ششم مردادماه ادامه یافت.

او در خاطرات خود درباره وقایع آن روز نوشته است:«من و حائری زاده و دکتر بقایی از ترس اینکه مبادا عده برای رأی کافی شود، برای احتیاط در آخرین وهله، نقشه خطرناکی پیش خود طرح کردیم … [قرار شد هرگاه] خواستند برای لایحه رأی بگیرند، حائری زاده در اتاقک جنب پارلمان، که تمام سیم های برق در آن متمرکز بود، به کمک دستمال و لباس خود سیم ها را از جا بکَنَد و پاره کُند و تمام چراغ های مجلس را خاموش نماید … دکتر بقایی مأمور بود که در پشت گلشاییان، وزیر دارایی، بنشیند و به محض تاریک شدن پارلمان، پرونده قطوری که در جلوی گلشاییان بود، از جایش ربوده و با همان پرونده بر فرق وزیر دارایی بکوبد.

مأموریت من هم این بود که فوری از پشت تریبون پایین آمده، به طرف ساعد بروم و با چند مُشت، مزد خیانت او را در کنارش بگذارم» باترفندهایی از این قبیل، دوره مجلس پانزدهم به پایان رسید و تصویب قرارداد الحاقی به دوره شانزدهم موکول شد؛ دوره‌ای که در آن، با حمایت ملت، سرانجام قانون ملی شدن صنعت نفت ایران در اسفندماه سال 1329، به تصویب رسید و روند تصویب قرارداد الحاقی عملاً با شکست مواجه شد.

نویسنده : جواد نوائیان رودسری

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.

آخرین اخبار