آرمان اصفهان
10:15 - سه شنبه 11 اسفند 1394

نهضت خاطره‌نويسي شروع شد

زندگی سیدمرتضی نبوی که در حال نوشتن جلد دوم کتاب ایشان هستم. از نظر مذهبی، مبارزات سیاسی و سبک زندگی که داشت برایم جالب توجه بوده است.

به گزارش آرمان اصفهان؛  جواد كامور بخشايش نويسنده، محقق و پژوهشگر حوزه ادبيات، انقلاب اسلامي و دفاع مقدس است كه تاكنون آثار متعددي را به چاپ رسانيده. او علاوه بر نگارش مقالاتي در فرهنگ ناموران معاصر ايران، دايره‌المعارف انقلاب اسلامي، فرهنگ نام‌آوران، فصلنامه پانزده خرداد و… در همايش‌هاي مختلف آثاري همچون ياس در قفس و نامي كه ماند را در قالب كتاب انتشار داده است.

كتاب «زندان موصل» خاطرات 10 سال اسارت رباط‌جزي بهانه‌اي شد تا با ايشان گپ وگفتي داشته باشيم.
جواد كامور بخشايش نويسنده، محقق و پژوهشگر حوزه ادبيات، انقلاب اسلامي و دفاع مقدس است كه تاكنون آثار متعددي را به چاپ رسانيده. او علاوه بر نگارش مقالاتي در فرهنگ ناموران معاصر ايران، دايره‌المعارف انقلاب اسلامي، فرهنگ نام‌آوران، فصلنامه پانزده خرداد و… در همايش‌هاي مختلف آثاري همچون ياس در قفس و نامي كه ماند را در قالب كتاب انتشار داده است. كتاب «زندان موصل» خاطرات 10 سال اسارت رباط‌جزي بهانه‌اي شد تا با ايشان گپ وگفتي داشته باشيم.

در ابتدا بفرماييد چرا تاريخ شفاهي اهميت دارد؟
تاريخ شفاهي پس از پيروزي انقلاب اسلامي مورد توجه قرار گرفت از اين جهت كه تاريخ را مردمي مي‌كند و روايت و نگارش حوادث را به متن جامعه مي‌كشاند. به ريزترين و جزئي‌ترين حوادث، آن هم از زبان مردم و شاهدان اشاره دارد. احساس و عاطفه در اين آثار حاكم است كه تاريخ رسمي اين مشخصه‌ها را ندارد، به همين خاطر تاريخ شفاهي توانسته بين مردم جا باز كند.

چرا با اين وجود خيلي شناخته شده نيست؟
به نظر من اقبال مردم براي كارهاي خاطره‌اي بد نيست. ما توانستيم يك نهضت جديدي به اسم نهضت خاطره‌نويسي راه بيندازيم. در اين 10 سال اخير حتي سينماي جنگ ما هم نتوانسته است ارتباط دائمش را با مخاطب حفظ كند ولي كتاب و خاطره با استناد به اين سبك موفق بوده است. نهضتي پديد آمد كه آغازگر آن هم كتاب‌هاي تاريخ شفاهي بودند و توانستند مخاطباني را كه شايد 10 سال از خاطرات جنگ دورشده بودند، به خاطرات انقلاب و جنگ برگردانند.

چگونه بايد حركت كنيم تا اين ارتباط كم نشود؟
اين فرآيندي است كه بايد درباره آن فكر و برنامه‌ريزي داشت و راهكاري پيدا كنيم كه تاريخ شفاهي را به سمت دانشگاه‌ها ببريم و به شكل آكادميك به آن نگاه كنيم تا مباحث نظري درباره آن زياد توليد شود چون هرچه در اين عرصه وجود دارد به نوعي تجربه است. حركت تاريخ شفاهي امروز با استناد از تجربه افرادي است كه در اين عرصه گام نهاده‌اند، بنابراين ضرورت دارد به سمت مردم كشيده شود و اصولي و علمي باشد تا بتواند ماندگاري خود را حفظ كند. در عين حال توجه به مخاطب امروز را هم در نظر داشته باشيم.

يكي از مشكلات تاريخ شفاهي غلو خاطرات افراد در طول زمان است. اين مسئله را چطور برطرف مي‌توان كرد؟
قطعاً همينطور است يعني در كنار محاسن، آفت من‌محوري راوي در حوادث وجود دارد، چون با توجه به ماهيت خاطره، افراد از زاويه ديد خودشان مطالب را روايت مي‌كنند، همين باعث مشكل است لذا بايد به صورت علمي كار بشود و من‌محوري مورد راستي‌آزمايي قرار بگيرد. اينكه هر خاطره را بشنويم و توليد كنيم مطمئناً نمي‌توانيم با تاريخ پاسخگو باشيم و ارتباط منطقي و مفهومي بين آنها ايجاد كنيم چون هركس روايتي دارد كه همگوني ندارد. به نظرم خاطره بايد با توجه به استنادات باشد و فعالان اين عرصه به استنادات و راستي‌آزمايي توجه بيشتري كنند. درباره خاطره‌گويي از شخصيت‌هاي بزرگ هم همين گونه است؛ بايد راستي‌آزمايي شود و اگر امكانش نيست، مجبوريم به فرد رواي اعتماد كنيم كه تاريخ نقلي مي‌شود.

از بين كارهايي كه در اين حوزه داشتيد كدام مورد برايتان بيشتر جالب توجه بود؟
زندگي سيدمرتضي نبوي كه در حال نوشتن جلد دوم كتاب ايشان هستم. از نظر مذهبي، مبارزات سياسي و سبك زندگي كه داشت برايم جالب توجه بوده است. در تاريخ شفاهي دوره جنگ هم زندگي اولين شهيد دفاع مقدس برايم بسيار ارزشمند است و بركات حضور اين شهيد در زندگي را بارها ديده‌ام.

شما به تأثير سبك زندگي اشاره كرديد، بيشتر توضيح دهيد.
وقتي كتابي نوشته مي‌شود به عهده ساير رسانه‌هاست كه كتاب را تبليغ و معرفي كنند و به جامعه بكشانند، به خصوص كتاب‌هاي انقلاب و جنگ كه دربردارنده سبك زندگي اسلامي هستند بايد در جامعه پياده‌سازي شوند چون در همه آنها درس زندگي است.

با توجه به اينكه افراد عمدتاً به خواندن مطالب كوتاه علاقه دارند چطور مي‌توان اين كتاب‌هاي نسبتاً قطور را ترويج داد؟
متأسفانه اين معضل جدي است بايد فعالان و جامعه‌شناسان تمهيداتي بينديشند زيرا بعد از نوشتن و نشر كتاب تازه بايد راه ارتباطي با مخاطب را پيدا كرد تا كتاب‌ها انبار نشوند. به نظرم نياز به يك شبكه جامع توزيع كتاب است تا مخاطب خاص خودش را در ابعاد و موضوعات گوناگون بتواند جذب كند. اين راهكاري است كه مي‌تواند مفيد باشد تا مخاطب خاص را با كتاب خاص وصل كند.
اخيراً كتاب‌هايي را با روايتگري بازيگران در تلويزيون داريم. نظر شما در اين‌باره چيست؟
شيوه جديدي است كه روي بعضي كتاب‌ها جواب داده است. اگر بتوانيم هنر را با كتاب تلفيق كنيم، مي‌تواند مؤثر باشد چون مخاطبان به راوي كتاب علاقه دارند مثلاً دختر شينا با اجراي ساده امين زندگاني وجهه پيدا كرد. جامعه بايد يك نويسنده را بشناسد كه زمان زيادي مي‌برد. تازه آن هم مخاطب خاص ولي براي اينكه مخاطب عام را جذب كنيم، اين شيوه‌ها خوب است تا نبود ارتباط بين مخاطب و نويسنده برطرف شود.

تبليغات مختلفي از تلويزيون پخش مي‌شود آيا مانند اينها تبليغ كتاب هم لازم مي‌دانيد؟
بله، اعتقاد دارم وقتي تبليغ چيپس و پفك مي‌شود بايد بخشي را هم به تبليغ كتاب اختصاص داد البته ممكن است نويسنده يا مؤسسه نشر كتابي توانايي مالي زيادي نداشته باشند تا پول تبليغ را بدهند بايد رسانه‌ها و رأس آن تلويزيون بستري فراهم كنند كه بخشي از هزينه‌ها را با تعاملي با سازمان مربوطه تأمين كنند و بخشي را هم با هدف اعتلاي فرهنگ كتابخواني بدون دريافت هزينه انجام بدهند تا عادت كنيم وقتي تبليغ خوردني در تلويزيون مي‌شود كنار آن تبليغ كتاب خوب هم مي‌شود.

تاريخ شفاهي مربوط به خارج‌نشينان چقدر قابل استناد است؟
بايد راستي‌آزمايي بشوند و مورد تطابق قرار بگيرند. خيلي از اسناد توسط مركز اسناد انقلاب منتشر شده است؛ بنابراين وقتي در اين زمينه خاطره مي‌گويند به نوعي مي‌خواهند رژيم قبل را تطهير كنند كه از اين طريق مي‌توان به راحتي قابل انطباق قرار بگيرند. ما روايان زيادي از انقلاب داريم همه اينها را مي‌توان در كنار هم چيد و به آنها جواب درستي داد. مثل فيلم انقلاب 57 كه يكسونگري كرده بود. بايد با توليد كتاب، راه مقابله با تحريفات آنها را داشته باشيم البته بعضي كتاب‌ها هم ارزش جواب دادن ندارند.

اتاق فكري در اين رابطه داريم؟
نه اما در سال‌هاي اخير مؤسسات تاريخ شفاهي انجمني را تشكيل داده‌اند به اسم مهتاب كه دور هم جمع مي‌شوند و سياستگذاري‌هايي داشته‌اند تا حداقل كارهاي موازي صورت نگيرد.

درباره كتاب «زندان موصل» برايمان بگوييد. از كجا شروع شده؟
يك اتفاق بود. وقتي با آقاي علي‌اصغر رباط جزي آشنا شدم احساس كردم خاطرات ايشان قابليت كتاب شدن را دارد. تا اينكه از اسفند 89 كار شروع شد. 50 جلسه با ايشان مصاحبه داشتم و 35 جلسه با افرادي كه ايشان اسم بردند و سرانجام در قالب كتاب درآمد. براي جذب بهترمخاطب علاوه بر روايت‌هاي ايشان، فضاي كلي اسارت، نام افراد مؤثر، شكنجه‌گران، زندانبانان و… را در انتهاي هرفصل آوردم تا با استفاده از خاطرات، بررسي بيشتري داشته باشند.

كتاب هشت فصل دارد؛ هشت فصل به تداعي هشت سال دفاع مقدس. به تداعي دروازه‌هاي مختلف اردوگاه‌هاي اسراي ايراني در عراق، عنوان فصول كتاب را دروازه گذاشتم.

بازخوردها چگونه بود؟
البته هنوز زود است، ولي در مراسم رونمايي استقبال بي‌نظيري شد. اساتيد، علاقه‌مندان و فرهيحتگان زيادي حضور داشتند. ان‌شاءالله كتاب با مخاطب ارتباط خوبي برقرار كند.

قصد ترجمه كتاب را هم داريد؟
علاقه‌مند هستم ولي اين كار به سياست‌هاي مجموعه كه كتاب را منتشر كرده بازمي‌گردد. بايد ببينيم نگاهشان چگونه است. خودم به ترجمه اعتقاد دارم تا كار ارزش بيشتري پيدا كند، زيرا كتاب نگاه فراملي و فرامنطقه‌اي دارد.

خاطره‌اي از زندان موصل داريد؟
من هميشه با راويان ارتباط عاطفي برقرار مي‌كنم. رفت‌و‌آمد خانوادگي يا سفر براي بازسازي برخي خاطرات دارم. بعد از 50 جلسه گفت‌وگو، شايد 100ساعت سفر با هم داشتيم. نكته جالب اينكه سه ماه بعد از ازدواج ايشان اسير شد. در اين 10 سال اسارت ارتباط او و همسرش از هم قطع نشده بود از طريق نامه با هم مرتبط بودند و به هم اميد و روحيه مي‌دادند.

درحالي كه آقاي رباط‌جزي در شرايط سخت زندان بود و خانمش هم شرايط خوبي نداشت ولي هر دو در نامه‌هايشان از توكل، استقامت و صبر براي هم نوشته بودند كه بسيار زيبا و اثرگذار است. نكته ديگر مربوط به روستاي ايشان در حوالي سبزه‌وار است.

روستاي دورافتاده 47 شهيد داشت كه تعدادي از آنها با آقاي رباط جزي مرتبط بودند ولي حتي دو خط درباره هيچ كدام از اين شهدا وجود نداشت. براي همين كار نوشتن را كنار گذاشتم و شروع به تحقيق درباره شهدا كردم و همه آنها را به ترتيب الفبا گوياسازي نمودم. دلم مي‌خواست كارم به نام شهدا مطهر شود.

پس اين كتاب به نوعي دايره‌المعارف هم هست!
بله، يك تاريخ سياسي، اجتماعي و منطقه‌اي است كه علاوه بر خاطرات ايشان، سعي كردم به جوانب ديگر هم بپردازم. خاطرات اسارتگاه‌هاي عراق در اين كتاب بيان شده است.

كتاب در كنار اينكه خاطرات است با توجه به حاشيه‌نگاري‌هاي مفصل، يك دايره‌المعارف اسارت است. من هيچگاه در روايت خود از جنگ شروع نمي‌كنم بلكه از زادگاه فرد كه شخصيت شكل مي‌گيرد كار را شروع مي‌كنم. اميدوارم كتاب با مخاطب ارتباط پيدا كند.

نویسنده : معصومه طاهري

همچنین بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.

آخرین اخبار