آرمان اصفهان
14:16 - دوشنبه 02 آذر 1394

پاریس؛ شهر آرزوها و سفری به هر قیمت!

سابقه آنهایی که خودشان حقیرند نه ملت

از این رو هیاهوی شدید رسانه های تبلیغاتی منافقین در برابر خبر سفر روحانی به فرانسه در هفته های اخیر اوج گرفته بود. چنانچه این گروهک با حمایت ویژه دولت اولاند، برای روز دوشنبه یعنی یک روز پیش از سفر روحانی به فرانسه تدارک تظاهرات و آکسیون های اعتراضی دیده بودند.

به گزارش آرمان اصفهان؛ همه تمهیدات برای جلب رضایت فرانسه و اینکه آنان اجازه دیدار روحانی با رئیس جمهور فرانسه را بدهند فراهم شده بود. حتی در این میان «حسن روحانی» در گفت‌گو با شبکه تلویزیونی «فرانس 2» و رادیو «یوروپ 1» از احتمال عقد قرارداد برای خرید هواپیماهای فرانسوی مسافربری ایرباس در حین سفر آینده خود به فرانسه خبر داد و گفت: «ما امروزه از هواپیماهای بوئینگ و ایرباس استفاده می‌کنیم.

معمولا وقتی شرایط مناسب باشد خریداران ما از اینور و آنور خریدهای خود را انجام خواهند داد و شاید این خرید ایرباس باشد.» در همین زمینه شاید برای «انجام به هر قیمت» این «سفر»، امتیازات لازم از این سو به طرف فرانسوی برای تصاحب دوباره بازار خودروی ایران ارائه شده بود. چنانچه پایگاه اینترنتی شبکه تلویزیونی ب اف ام تی وی فرانسه نوشت: «شرکت پژو سیتروئن تلاش می کند بار دیگر به بازاری که در گذشته در آن یکه تازی می کرد باز گردد. پژو از زمان ورودش به ایران در سال 1978 میلادی تا30 درصد بازار این کشور را در اختیار داشت و در این زمینه پیشتازی بلامنازع بود. اما در سال دو هزار و دوازده، به دلیل اتحاد با شریک آمریکایی اش جنرال موتورز، مجبور به کنار کشیدن از بازار ایران شد تا تحریم های اقتصادی واشنگتن علیه ایران را رعایت کند.

با اینکه تعداد زیادی خودرو پژو در خیابانهای تهران تردد می کنند، مذاکرات بین این شرکت و ایران طول کشیده است. یکی از علل این امر این است که ایران از کنار کشیدن پژو از بازار این کشور که سه سال پیش اتفاق افتاد ناراحت است. کارلوس تاوارس، رئیس هیئت مدیره پژو سیتروئن در گفتگو با نشریه چلینج فرانسه گفت: «من مشکلات را مشاهده می کنم. آنها به ما حمله می کنند زیرا ما (ایران را) ترک کردیم. مقالات بسیار تهاجمی در مطبوعات ایران علیه ما منتشر می شود.» وی بویژه می افزاید: «ما آماده امضا توافق هستیم. سفر روحانی به فرانسه (که برای اواسط ماه نوامبر پیش بینی شده است) باید باعث تسریع امور شود.» برای این «سفر» حتی بسیاری از پروتکل ها هم نادیده انگاشته شد.

چنانچه در آستانه این «سفر»، اولاند، رئیس جمهور کشور میزبان روحانی، شرایط میزبانی را کاملا(!) رعایت کرده و برای تجلیل از قاتلان حداقل 17 هزار تن از شهروندان ایرانی، به یکی از اعضای گروهک منافقین، قاتل این شهروندان، نشان شوالیه اعطا کرد. شخص فرانسوا اولاند میزبان روحانی، به عبدالکریم لاهیجی – معروف به کریم بغدادی- نشان شوالیه هدیه کرد. لاهیجی که از حامیان سرسخت سازمان تروریستی منافقین است به خاطر همکاری مفرط با استخبارات رژیم صدام به بغدادی معروف شده است.

پیش از لاهیجی، افرادی مانند شیرین عبادی، محمدرضا شجریان، احسان نراقی، لیلی گلستان، مهرجویی، سپانلو و پری صابری از دولت فرانسه نشان دریافت کرده‌اند. فرانسه یکی از پناهگاه‌های گروهک تروریستی منافقین در اروپاست. این رژیم جنایت‌های بی‌شماری را در کشورهای مختلف آفریقایی مرتکب شده و یکی از حامیان گروه‌های تروریستی در سوریه و لبنان و عراق است. کریم بغدادی واسطه سازمان منافقین با الهه هیکس برای معرفی شیرین عبادی به عنوان نامزد جایزه صلح نوبل بود.
آنان برای پذیرایی از مهمان عزیز شان که شاید حتما می خواست به پاریس سفر کند، حتی اجازه دادند تا در حین مذاکرات فیمابین مقامات رسمی دو کشور، گروهک تروریستی منافقین هم در گوشه گوشه شهر پاریس اجازه تجمع و تحصن علیه سفر روحانی داشته و سفر میهمان شان کاملا تحت تاثیر قرار گیرد.
از این رو هیاهوی شدید رسانه های تبلیغاتی منافقین در برابر خبر سفر روحانی به فرانسه در هفته های اخیر اوج گرفته بود. چنانچه این گروهک با حمایت ویژه دولت اولاند، برای روز دوشنبه یعنی یک روز پیش از سفر روحانی به فرانسه تدارک تظاهرات و آکسیون های اعتراضی دیده بودند.
فرانسوی های باهوش و مودب حتی برای پذیرایی همه جانبه و با شکوه از مهمان این «سفر» حتی حاضر نشدند که «شراب» را از سفره شان بردارند بلکه «کل» برنامه «ضیافت» ناهار برای روحانی را به افتخار روحانی کنسل کرده و همه برنامه «سفر» را تنها به دو ساعت دیدار کاری میان دو رئیس جمهور تقلیل دادند.

برنامه ای که شاید مهمترین بخش آن امضای قرارداد خریدهای ایران از فرانسه بود. چراکه علی آهنی سفیر ایران که با رادیو RFI صحبت می‌کرد، با ابراز خوشبینی در مورد نتایج این «سفر» گفته بود: «داریم توافقات و تفاهمنامه‌های مختلفی را برای همکاری در زمینه صنعت، خودروسازی، بخش انرژی که حائز اهمیت ویژه است… در زمینه حمل و نقل هوایی و ریلی، آماده می‌کنیم.»
این اظهارات نشان دهنده آن بود که برای سفری به هر قیمت، حتی مبادلات اقتصادی دو جانبه هم به خرید ایران از فرانسه و تقدیم بازار بزرگ ایران به روی فرانسه عزیز تر از جان، مبدل شده است. اما رادیو آر تی ال فرانسه به نقل از منابع دیپلماتیک گزارش داده بود که این «مقام های فرانسوی» بودند که برنامه مهمانی رسمی نهار در پاریس به میزبانی فرانسوا اولاند رئیس جمهور فرانسه را لغو کرده اند. لوموند از عصبانیت مقامات فرانسوی از ایران! خبر داده و اعلام کرده بود که مشاوران کاخ الیزه عصبانیت خود را در مقابل این اتفاق را پنهان نمی‌کنند و در حالی که قرار است در دیدار دو رئیس جمهوری مسایل مهم منطقه‌ای از جمله موضوع سوریه، تروریسم و اجرایی شدن توافق هسته‌ای مورد بحث قرار گیرد، این اتفاق را “مضحک” توصیف می‌کنند.

براساس این گزارش بعد از لغو ضیافت، قرار شد که دو رئیس جمهور فقط در مدت کوتاهی، نشستی رسمی داشته باشند. احترام به میزبان این «سفر» که قرار بود احترام را به پاسپورت ایرانی ها برگرداند، تا جایی به پیش رفت که سخنگوی کاخ الیزه بعد از لغو ضیافت ناهار برای روحانی، حتی از اظهار نظر در مورد اختلاف بر سر شراب و گوشت حلال نیز خودداری کرد. روزنامه واشنگتن تایمز نیز در مقاله‌ای به قلم کلان هوول، عامل بر هم زننده میز ضیافت برای مهمان تکریم ناشده را فرانسه دانست و نوشت بنا بر گزارش ها، در پی بروز اختلاف بر سر منوی غذا( سرو شراب و گوشت خوک در سر میز روحانی) مقامات فرانسه برنامه خود را برای ضیافت رسمی شام با رئیس جمهور ایران در هفته آینده در پاریس لغو کردند.
لوموند نیز در این زمینه از بی احترامی های مکرر و بی جواب فرانسوی ها به میهمان ایرانی خود خبر داده و گزارش داد که فرانسه به خاطر شراب، سطح دیدار روحانی از الیزه را کاهش داده و آن را به یک دیدار «کاری» و نه «رسمی» تبدیل کرده است. این در حالی بود که با اینهمه کارشکنی انتظار آن بود که اشتیاق طرف ایرانی برای دیدار از الیزه کاهش یابد که نشد.
این در حالی بود که روحانی سه ماه قبل، برای اینکه به فرانسوی ها برنخورد، خون های آلوده به ایدز را به راحتی فراموش کرد حتی با استقبال بسیار گرم از وزیر خارجه فرانسه و در تلویزیون به جانبداری از متهم اصلی پرونده خون های آلوده پرداخت! او اگر هم نمی خواست به دلیل شرایط دیپلماتیک هم درباره مسئله خون های آلوده، اظهار نظری کند، می توانست حداقل سکوت کند اما ترجیح داد طرف فرانسوی ها را بگیرد!
از بد حادثه ، هرچه که اشتیاق از این سو برای دیدار فرانسوا اولاند نازنین بیشتر شد، بخت یار نشد و یک اقدام تروریستی، همه آرزوها را بر باد داده و رویاهای شیرین این «سفر» را به کابوسی دهشتناک تبدیل ساخت. به طوری که بلافاصله پس از وقوع اقدام تروریستی در پاریس، برنامه دیدار 2 ساعته و کاری روحانی با اولاند ، آن هم نه از سوی ایران بلکه از سوی فرانسه لغو شد. و چنان شد که به کار گیری اینهمه تدبیر و امید بستن به فرانسوی های دوست داشتنی، به یکباره به هوا رفت.
در همین راستا سایت پارس گزارش داد که این اروپایی‌ها بودند که برنامه سفر روحانی را لغو کرده‌اند! براساس این گزارش در حالی که دولت جمهوری اسلامی ایران تدارکات رسانه‌ای گسترده‌ای را برای رئیس‌جمهور در داخل فراهم کرده بود، و برخی مشاوران روحانی معتقد بودند با وجود اتفاقات پاریس، همچنان روحانی باید به فرانسه سفر کند و هیچ خبری در داخل از لغو نبود، مقامات فرانسوی از طرف ایرانی خواستند تا سفر وی به این کشور فعلا متوقف شود. لغو این «سفر» از سوی فرانسه اما از میزان اشتیاق به آنان نکاست؛ به طوری که تمامی اعضای دولت ایران از صدر تا ذیل، در همه سطوح ممکن، بی درنگ و با سرعت عمل بی سابقه و خارق العاده ای با بیانیه، توییت گذاری، سخنرانی، مصاحبه و انواع و اقسام روش های مشابه، به ابراز همدردی، عرض تسلیت و محکومیت حادثه تروریستی فرانسه اقدام کرده و در حالی که حتی باراک اوباما، کدخدای دوست داشتنی تر 1+5 و رئیس شبکه استکباری جهانی هم هنوز از وقوع حادثه پاریس ابراز تسلیت نکرده بود، این پیشگامی و سبقت در انجام عمل، اینچنین همه را به حیرت انداخته بود.
بلافاصله پس از بروز این واکنش ها نسبت به اقدام تروریستی فرانسه، اما افکار عمومی داخلی ، دو حادثه نزدیک دیگر و نحوه واکنش دولتی ها نسبت به آن را به یاد آورد.

اولی اقدام تروریستی دو روز قبل از حادثه فرانسه در ضاحیه لبنان بود که اتفاقا آن هم توسط همین گروهک های تروریستی داعشی انجام گرفته و منجر به شهادت تنی چند از بهترین فرزندان خط مقاومت اسلامی شده بود اما گویی هنوز خبر انجام این اقدام تروریستی به دفتر روحانی نرسیده بود که حداقل در حد یک بیانیه خشک و خالی و دیپلماتیک – و نه در حد آنچه که در مورد فرانسه عزیز انجام شد- به محکومیت آن پرداخته شود.
دومی هم حادثه خون بار و بی سابقه کشته شده 500 زائر «ایرانی» در صحرای منا بود. حادثه ای که علیرغم عمق تاسف بار و گریه آور آن، باعث نشد که آقای روحانی «سفر» خود به نیویورک را حتی به مدت یک روز کوتاه تر کرده و به تهران بازگردد. افکار عمومی اما پس از حادثه تروریستی فرانسه شاید برای بار دیگر معنای به رسمیت شناخته شدن کدخدا و قبول کردن هژمونی های «ارباب – رعیتی» کدخدا توسط برخی از مسئولان داخلی را فهمیده باشند.

بر این مبنا شهروندان درجه یک آنانی اند که بلافاصله پس از آنکه مورد حملات تروریستی قرار می گیرند – حتی اگر عامل اصلی آن هم روسای همین کشورها باشند- باید با ابراز همدردی و ملاطفت همه جانبه مواجه شوند اما کسانیکه چشم آبی و مو رنگین نیستند، حتی اگر از لحاظ ملیت و ایرانی بودن یا دین و آئین و حتی مذهب هم با ما یکی باشند، در زمره شهروندان درجه بعدی واقع می شوند.
«سفر» این بار روحانی به فرانسه لغو شد اما نظیر آن در فاصله کوتاه قبل از آن و در دولت مدعی اصلاحات انجام شده بود. در آن «سفر» خوی استکباری ژاک شیراک و غرور و تکبر فرانسوی های عزیز(!) باعث شده بود که رئیس دولت جمهوری اسلامی به هنگام ورود به الیزه با شدید ترین شکل ممکن تحقیر شود. در آن سفر، در حالیکه شیراک در کنار پله ها ایستاده بود، خاتمی تمامی عرض الیزه را روی سنگریزه ها و نه فرش قرمزی که برای تمام میهمانان پهن می کنند پیاده طی نمود، تا سرانجام بتواند آرزوی دیرینه اش را برآورده و دست شیراک را که در جای خود منتظر رسیدن خاتمی ایستاده بود در دست بگیرد.
همین رئیس دولت وادادگان غربزده در دوران اصلاحات هم بلافاصله پس از وقوع 11 سپتامبر سال 2001 میلادی، با ترس و لرز فراوان در بالاترین سطوح ممکن به عرض تسلیت، ابراز همدردی، محکومیت و صدور بیانیه و سخنرانی در این رابطه پرداخت. حتی دو سال بعد در نامه ای فوق سری و یواشکی به جرج بوش اعلام کرد که حاضر است همه گونه با کدخدا بسازد، حتی وجود دولت غاصب صهیونیستی را به رسمیت شناخته و حزب الله و مقاومت را دو دستی به کدخدا واگذار کند اما همین اقدامات بود که باعث شد تا جرج بوش هم بلافاصله ایران نجیب را در متن «محور شرارت» بین المللی قرار دهد.
«سفر» این بار روحانی به فرانسه ، سرزمین آرزوها لغو شد و معلوم نیست که اگر این «سفر» به وقوع می پیوست چه مذاکراتی در آن انجام میشد. اما دولت روحانی همچنان از این سئوال افکار عمومی طفره می رود که خبرهایی که در رابطه با «سفر» سال 65 روحانی به پاریس و مذاکرات فوق سری او با یک مقام عالی رتبه رژیم اشغالگر صهیونیستی منتشر شده صحت دارد یا نه. هر چند بعد از افشاگری حسن عباسی در این مورد، دولت به جای تکذیب از وی شکایت کرد اما جالب آنکه دادگاه هم حسن عباسی را تبرئه نمود!
چنانچه در خبر هایی که هنوز دفتر روحانی آن را تکذیب نکرده و اتفاقا نقل کننده آن هم نسبت به شکایت روحانی تبرئه شده آمده که حسن روحانی در آن «سفر» سال 65 خویش به پاریس در دیدار مشاور نخست وزیر رژیم صهیونیستی از سخنان چند روز قبل امام خمینی (ره) علیه اسرائیل اظهار تاسف نموده و خواهان شدید شدن برخورد اسرائیل با امام خمینی(ره) شده است. گرچه امید آنکه اصل چنین دیداری صحت نداشته باشد را نباید به کلی مردود شمرد اما به هر جهت، به نظر می رسد که تغییر نگاه به دنیای استکبار و حقیر ندانستن داشته های بومی و ملی باید از جمله اولویت های اصلی دولت قرار گیرد.
بد نیست که در پایان به بخش هایی از سخنان رهبری فرزانه انقلاب اسلامی در مورد احساس حقارت برخی از افراد و تعمیم آن به ملت ایران اشاره کنیم که ایشان در سخنرانی اخیرشان فرمودند: «بفهمند کشور الان در چه وضعی است. همه‌ی دنیا -دشمنان ما یک‌جور، دوستان ما یک‌جور- میگویند جمهوری اسلامی ایران کشور قدرتمندی است [امّا] این آقا در داخل میرود فلان‌جا سخنرانی میکند، میگوید آقا، ما کسی نیستیم، ما چیزی نیستیم، ما منزوی هستیم! خودکمتربین؛ حالا خودش را کم ببیند؛ ملّت را چرا کم میبیند؟

نظام جمهوری اسلامی و کشور را چرا کم میبیند؟ این خودکم‌بینی خیلی چیز خطرناکی است؛ احساس حقارت؛ که همه‌ی دنیا میگویند کشور عزیزی است، کشور مقتدری است، گله دارند، ناراحتند که [ایران‌] نفوذ پیدا کرده، همه‌جا را گرفته، این آقا اینجا در داخل، در روزنامه یا در سخنرانی یا در فلان دانشگاه به دانشجوها میگوید نه، ما چیزی نیستیم، ما کسی نیستیم!»

9دی

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.

آخرین اخبار