آرمان اصفهان
15:23 - پنجشنبه 01 بهمن 1394

جوری آرایش کرده که فقط می خواهد دیده شود!

زمستانی و تابستانی اش مهم نیست. مهم این است که من دوست دارم و می پوشم ضمنا اصلا هم سردم نیست.پیدا کردن این تیپ جوان ها و هم صحبت شدن با آنها کار چندان سختی نیست.

به گزارش آرمان اصفهان؛ مد و مد گرایی به خودی خود نه ناپسند است و نه عجیب و غریب. مد نوعی الگوی سلیقه ای،فرهنگی و یا اجتماعی است که باید توسط ارکان فرهنگی یک جامعه به درستی هدایت شود تا مخاطبان اصلی آن درجامعه یعنی نوجوانان و جوانان به سمت کج راهه های تعیین شده توسط اتاق های فکر کشورهای غربی متمایل نشوند.

اگرچه مخاطبان اصلی مد و مدگرایی به گروه سنی خاصی محدود نمی شوند و با شدت و ضعف می توان این پدیده را در بین تمامی طبقات سنی و اجتماعی مشاهده کرد اما آنچه باعث شده تا مدگرایی بیش از سایر گروهها در میان نوجوانان و جوانان تجلی یابد اقتضای سن ،کنجکاوی و داشتن روحیه تنوع طلبی در بین این گروه از جامعه نسبت به سایر گروهها است. از سوی دیگر می توان مد و مدگرایی را نوعی نماد و وسیله برای انتقال پیام فرد یا گروهی که به آن تعلق دارد دانست .اما مهم این است که بسیاری از جوانان ما بدون توجه به این نمادها و حتی بدون داشتن دلبستگی و وابستگی به چنین گروه هایی صرفا برای تامین حس تنوع طلبی شان به سمت چنین پوشش هایی کشیده می شوند.

شاید بهترین راه برای بررسی این پدیده وارد شدن به دل جامعه و صحبت با جوانانی باشد که مد گرایی برایشان از اهمیت ویژه ای برخوردار است و برای دور نماندن از قافله مدگرایی هزینه های سنگینی را هم متحمل می شوند.
غروب یک روز زمستانی ،شهرک اکباتان تهران. قدم زدن در بازارچه فاز یک شهرک اکباتان در غرب تهران فرصت خوبی است برای دیدن انواع و اقسام مد ها و مدل های جدید که شاید در شلوغی و مشغله زندگی چندان به چشممان نمی آید. گویی بازارچه این شهرک قدیمی غیر از خرید وفروش کالا،کارکردهای دیگری هم برای جوانانش دارد و راهروهایش فرصتی مناسب است برای خودنمایی و به رخ کشیدن لباس های مد روز و مدل های جدید آرایش مو و صورت آن جوانان.

در گوشه ای از بازارچه پنج شش نفر پسر جوان ایستاده اند و ازبین حرف هایشان گاهی قهقهه ای به گوش می رسد.بیست و یکی دو سال بیشتر ندارند و آنچه مرا به سمتشان می کشد مدل عجیب آرایش موهایشان است.داخل جمع شان می شوم و از کار و بارشان می پرسم.

علیرضا می گوید که پشت کنکوری است و برای کنکور درس می خواند الان هم برای فرار از فشار درس ها آمده بیرون تا سرش هوایی بخورد و با دوستانش گپی بزند. علیرضا و یکی از دوستانش دور موهایشان را با ماشین سفید کرده اند و روی موها را به سمت بالا سیخ سیخ کرده اند.خودش می گوید مدل فشنی است.
می پرسم چرا مدل موهایت را ساده و مردانه نزدی؟ می گوید: ای بابا ما جوانیم باید تنوع داشته باشیم اگر من بخواهم موهایم را مثل شما و پدرم درست کنم پس چه فرقی بین من با پدرم هست. جوابش قانعم نمی کند ،می گویم حالا برای هر بار درست کردن و به هوا بردن این موها چقدر هزینه می کنی و هربار خودت چند ساعت پای آینه ای؟
خنده ای می کند و می گوید: هر دو هفته یکبار می روم آرایشگاه تا مرتبش کند هر بار هم 60هزار تومان بیشتر نمی دهم.پیام حرف علیرضا را قطع می کند و می گوید: بابا دلخوشی ما هم همین یک مو درست کردن است .وقتی می پرسم این مدل مو را از کجا پیدا کردی، می گوید :وقتی همه بچه ها این مدلی می زنند ما هم می رویم آرایشگاه و می گوییم دورش را سفید کن. البته مدل اصلی خواننده های خارجی هستند ولی این هم مهم است که آرایشگر بتواند آن مدلی که می خواهیم در بیاورد یا نه. من خودم هر هفته می روم آرایشگاه تا موهایم را درست کند.چون هر هفته می روم و مشتری ثابت هستم 40هزار تومان بیشتر نمی دهم.
آدرس آرایشگاه شان را می گیرم و سری هم به آنجا می زنم. علیرضا می گوید: وقتی می روی برو پیش نیما. کارش از همه بهتر است. به آرایشگاه که می رسم اول سراغ نیما را می گیرم.می گویم بچه ها گفته اند شما استاد موهای فشن هستید می توانم مدل هایی که درست می کنید را ببینم؟آلبومش را در می آورد و به دستم می دهد.زیاد اهل صحبت نیست.

وقتی می پرسم بیشتر مشتری هایتان چه کسانی هستند، می گوید :هجده تا بیست و پنج سال.می خواهند دیده شوند.خدا نکند یک خواننده آن طرف آبی مدل موهایش را عوض کند آن وقت است که باید هر طور شده مدل موهایش را روی سر مشتری ها پیاده کنم وگرنه می روند جای دیگر.شهرک غرب ،مرکز خرید میلاد نوروضعیت ظاهر و پوشش خیلی ازجوان ها به ویژه دختر های جوان اصلا خوب نیست. طوری آرایش کرده اند که انگار فقط می خواهند دیده شوند.

از مدل موهای عجیب و غریب و کوتاه کردن بخشی از موها با ماشین گرفته تا ناخن های نوک تیز و عقابی و مانتوهای جلوباز که سنخیت آن با این هوای سرد اصلا مشخص نیست.به دو دختر خانمی که در حال قدم زدن و نگاه کردن لباس های داخل ویترین مغازه ها هستند نزدیک می شوم و درخواست می کنم به چند سوالم پاسخ دهند.وقتی می پرسم چقدر اهل مد هستید یکی از آنها پیش دستی کرده و می گوید :خیلی. برایم خیلی مهم است لباسی که می پوشم و ظاهری که با آن در اجتماع و جمع دوستانم حاضر می شوم منطبق با مد باشد و به روز باشم. به همین خاطر همیشه مد های جدید را رصد می کنم و سعی می کنم از مغازه هایی خرید کنم که برند باشند و معتبر.اصلا دوست ندارم در جمع دوستانم به چشم نیایم و عادی جلوه کنم.
می گویم یعنی این مانتوهای جلوباز که در زمستان پوشیده اید مد زمستانی است؟! با حاضر جوابی می گوید: زمستانی و تابستانی اش مهم نیست. مهم این است که من دوست دارم و می پوشم ضمنا اصلا هم سردم نیست.پیدا کردن این تیپ جوان ها و هم صحبت شدن با آنها کار چندان سختی نیست. این باربا یک جمع سه نفره از خانم های جوان با تیپ هایی به مراتب غربی تر و عجیب تر از قبلی ها روبه رومی شوم.

از سن و سالشان که می پرسم می گویند: بیست سال. آویزان کردن حلقه از سوراخ بینی یکی از دخترها برایم جالب است.

علت این کارش را می پرسم. برخلاف انتظارم اصلا از سوالم ناراحت نمی شود و با اعتماد به نفس زیادی می گوید:دوست داشتم این کار را بکنم و کردم. البته مامانم مخالف بود ولی من انجامش دادم چون دوست دارم خاص باشم.همه که نباید شبیه هم باشند.حرفی برای گفتن نمی ماند بدون اینکه چرایی کارش را بپرسم اشاره ای به ناخن های بلند و نوک تیزش می کنم و می پرسم راستی هر ماه چقدر برای ناخن هایتان هزینه می کنید؟در جوابم می گوید: 150هزار تومان ،
البته به قشنگی اش می ارزد.تازه ما که کاری نمی کنیم خیلی ساده ایم !درهمین آرایشگاهی که من می روم و ناخن هایم را درست می کنم یکی از دخترها دنبال دکتر زیبایی می گشت تا گوش هایش را عمل کند و نوک گوش هایش را تیز کند.همان مدلی که روزنامه ها نوشتند مدل الاغی است!
سری هم به یکی از فروشگاهها می زنم.فضایی کم نور با یک موسیقی آرام.فروشنده پسری جوان است با یک تی شرت و شلوار تنگ. بعد از معرفی خودم از لباس ها و مشتری هایش می پرسم. می گوید: مشتری های ما جوانان 15 ساله تا بیست و پنج شش ساله اند.کسانی که دوست دارند تیپ شان بر اساس مد روز باشد. ما هم سعی می کنیم از بهترین برند ها لباس بیاوریم و نحوه انتخاب لباس هایمان هم سلیقه و خواست مشتری هایمان است. باورتان نمی شود وقتی یک مدل جدید لباس در ماهواره نشان داده می شود از یک هفته بعد همه سراغش را می گیرند.حالا شما بگو من چه کنم ؟بروم لباس معمولی بیاورم ؟خب من هم می خواهم مشتری هایم را حفظ کنم.
از مغازه که بیرون می آیم تا رسیدن به خانه ذهنم درگیر آدم هایی است که با آنها هم صحبت شده ام و اینکه این همه وابستگی به مد و مدگرایی ناشی از چیست و چرا این آدم ها نگاهی متفاوت نسبت به بقیه دارند.اما آنچه برایم واضح است اینکه پیروی از مد و زیبایی خواهی و تنوع پسندی ریشه در نهاد انسان دارد و این مدگرایی افراطی نتیجه سوءاستفاده کمپانی های غربی است تا با استفاده از ضعف ارزش های معنوی برخی جوانان ما به سودهای کلان خود دست یابند و البته به اهداف اصلی اتاق های فکر درکشورهای غربی برای تغییر ذائقه جوانان ما جامه عمل بپوشانند.

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.

آخرین اخبار