آرمان اصفهان
11:06 - یکشنبه 06 دی 1394

رفسنجانی و هزار دلیل برای رد صلاحیت

قطعا همان تدبیر و منطق بصیرانه ای که مانع حضور هاشمی در انتخابات 92 شد اکنون و به طریق اولی باید برای انتخابات مجلس خبرگان به کار گرفته شود.

به گزارش آرمان اصفهان؛ اکبر هاشمی رفسنجانی در سال 1392 و برای انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم به درستی از طرف شورای نگهبان رد صلاحیت شد، اگرچه برخی از حامیان او تلاش کرده اند اینگونه در جامعه وانمود کنند که دلیل رد صلاحیت وی به خاطر سن زیاد او و اهمیت قوای جسمانی ریاست قوه مجریه بوده اما این یک شایعه غیر واقعی است چراکه در قانون شرط سنی برای کاندیدای ریاست جمهوری وجود ندارد.

اما دلیل اصلی رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی چه بود؟
تقریبا همه فعالان سیاسی در کشور کاملا می دانند که هاشمی رفسنجانی برنامه و بازی سیاسی خطرناکی را پیگیری می کند، بخشی از این بازی در سال 88 و در قالب فتنه 88 آشکار شد و نشان داد که هاشمی کدام جایگاه را در نظام جمهوری اسلامی هدف قرار داده است. هاشمی تکیه گاه اصلی جریان فتنه 88 بود، فتنه ای که بی پروا بدترین اتهامات را به نظام اسلامی وارد کرد، نظام را متقلب، سرکوبگر، خونریز و ضد دین و ضد مردم خواند و درصدد براندازی نظام اسلامی بود. جریان فتنه اپوزیسیون مهاجم جمهوری اسلامی در داخل ایران بود و بنابراین کاملا مشخص است که رفسنجانی که همچنان از فتنه گران حمایت می کند چه اهدافی را پیگیری می کند.
رفسنجانی از ابتدای دولت حسن روحانی مواضع بسیار خطرناکی اتخاذ کرده است، مواضعی که گاها با اهداف و سیاستهای دشمنان منطقه ای و فرا منطقه ای ایران یکسان است، به عنوان مثال در جریان بحران سوریه که خط مقدم جنگ نیابتی جمهوری اسلامی ایران با ائتلاف رژیم های وابسته عربی- عبری و آمریکایی و ترکیه ای است وی مواضعی در راستای اهداف دشمن اتخاذ کرده و بشار اسد رئیس جمهور قانونی و منتخب مردم سوریه را به صدام و دیکتاتور تشبیه کرده و از لزوم برکناری او سخن گفته است.
رفسنجانی اتهام ریشه پیدایش داعش را متوجه شیعیان دانسته و یا در مسائل اخیر هسته ای نقش خط شکنی علاقه مندان آمریکا را ایفا کرد تا همه تحلیلگران سیاسی را به این نتیجه برساند که او اکنون اینگونه خواسته یا ناخواسته کشور و امنیت ملی را بازیچه خود قرار داده است.
خاطرات دو نفره و عموما غیر مستند و تخیلی وی که از امام راحل (ره) نقل و ایشان را شخصیتی متفاوت ومغایر با انقلاب اسلامی تعریف می کند نظیر ادعای مضحک مخالفت امام با شعار مرگ بر آمریکا در این رابطه تفسیر می شود. چراکه خود رفسنجانی به یقین جزء معدود افراد نزدیک امام خمینی بوده که صراحت کلام امام در خصوص دشمنی ایران اسلامی با آمریکای جهانخوار را از نزدیک شاهد و بی شک جنایات آمریکا از دهه ها قبل به خصوص از بدو پیروزی انقلاب اسلامی در حق مردم این سرزمین را حتما به یاد می آورد . این ادعاهای خطرناک وی برای دوست جلوه دادن آمریکا همان خطر نفوذی است که بارها مقام معظم رهبری نسبت به آن هشدار داده و بیان کرده اند که عده ای دنبال بزک کردن چهره آمریکا هستند.
آقای رفسنجانی همچنین قبل از آنکه آمانو گزارش خود درباره پی ام دی را منتشر کند گویی از محتوای گزارش کاملا با خبر بوده در اقدامی پیش دستانه مدعی شد ایران در دوره ای به دنبال دستیابی به سلاح هسته ای بوده است. این مواضع ماجراجویانه و هدفدار رفسنجانی پازل مواضع جنجالی هاشمی در باره انتخابات مجلس خبرگان نیز کامل می کند.
بدون تردید مجلس خبرگان رهبری یکی از مهمترین جایگاه هایی است که وی برای تحقق بخشی از بازی بزرگ خود به آن چشم دوخته است، هاشمی 94 هیچ تغییری نسبت به هاشمی 88 نکرده ، بلکه باید اذعان نمود که او اکنون برای پیگیری اهدافش مصصم تر شده است. به همین دلیل قطعا همان تدبیر و منطق بصیرانه ای که مانع حضور هاشمی در انتخابات 92 شد اکنون و به طریق اولی باید برای انتخابات مجلس خبرگان به کار گرفته شود.
اما اظهارات رفسنجانی درباره تشکیل کمیته نظارت بر رهبری و یا بررسی شورایی شدن رهبری بسیار عجیب و قابل تامل است، موضوعی که در شرایط حساس فعلی داخلی طرح آن بدون هدف نبوده و بی شک می تواند کدهایی برای فتنه ای دیگر که در مقیاس فتنه 88 به فتنه اکبر قابل تفسیر است باشد. در این بین باید گفت رفسنجانی به یقین با توجه به سوابق عملکردی و نیز فقدان تسلط علمی لازم، شایسته طرح چنین موضوعی نیست . وی به کرات نشان داده که اساسا اعتقادی به قانون ندارد وگرنه بر خلاف اصل 107 قانون اساسی که می گوید: «پس از مرجع عالیقدر تقلید و رهبر کبیر انقلاب جهانی اسلام و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله العظمی امام خمینی(ره) که از طرف اکثریت قاطع مردم به مرجعیت و رهبری شناخته و پذیرفته شدند، پس از ایشان تعیین رهبری برعهده خبرگان منتخب مردم است. خبرگان رهبری درباره همه فقهای واجد شرایط مذکور در اصول پنجم و ۱۰۹ بررسی و مشورت می‌کنند و هرگاه یکی از آنان را اعلم به احکام و موضوعات فقهی یا مسائل سیاسی و اجتماعی یا دارای مقبولیت عامه یا واجد برجستگی خاص در یکی از صفات مذکور در اصل ۱۰۹ تشخیص دهند او را به رهبری انتخاب می‌کنند و در غیر اینصورت که یک نفر را تشخیص ندادند یکی از آنان را به عنوان رهبر انتخاب و معرفی می‌کنند.

رهبر منتخب خبرگان، ولایت امر است و همه مسئولیت های ناشی از آن را برعهده خواهد داشت» موضعی متفاوت اتخاذ نمی کرد و نمی گفت که در آینده نظام اسلامی، باید رهبری شورایی مطرح شود. اما علاوه بر این در باره مواضع اخیر وی به چند مورد اشاره میکنیم:
کسی میتواند صلاحیت اظهار نظر درباره نظارت بر عالی ترین جایگاه در نظام جمهوری اسلامی را داشته باشد که حداقل در حوزه فردی و خانوادگی این خصیصه را رعایت کرده و کارنامه درخشانی در این زمینه داشته باشد. متاسفانه خانواده رفسنجانی در انظار عمومی به عنوان خانواده ای ماجراجو، حاشیه ساز ، فتنه گر و آمیخته با جرایم اقتصادی و امنیتی شناخته می شوند. سالهاست هرجا سخن از مظاهر فساد و ثروت می شود مردم ایران ناخودآگاه نام خاندان آقای رفسنجانی را به اذهان شان متبادر می بینند. کسی که با مسامحه نظام اسلامی تنها دو نفر از فرزندانش علی رغم تلاشهای بسیار سیاسی و رسانه ای به نظام و قوه قضاییه به دلیل ارتکاب جرایم اقتصادی و امنیتی محاکمه و روانه زندان شده اند، کسی که ادبیات همسر، دختر و پسرانش غیر محترمانه و غیر مودبانه با مردم و نظام و فتنه گرانه است نشان می دهد نظام خانوادگی اش تابع نظم و تربیت درست و صحیحی نبوده و او توانایی و صلاحیت اظهار نظر درباره عالی ترین مقام کشور را ندارد.
آقای رفسنجانی استاد تفاسیر دلبخواهی از قانون است، هر جا قانون به سود آن باشد آن قانون شایسته احترام است اما هرجا مانعی برای نظرات و اهداف سیاسی وی باشد او نه تنها با نص قانون مخالفت کرده بلکه لشکر کشی خیابانی را برای پیگیری اهداف غیر قانونی جایز می داند، از اینروست که استنادات آقای رفسنجانی به قانون را باید تنها با لبخندی همراهی کرد.
ادبیات رفسنجانی همیشه ادبیاتی تمیز و مودبانه نبوده است، تقریبا هیچ طیف سیاسی در ایران نیست که از گزند ادبیات توهین آمیز رفسنجانی تاکنون در امان بوده باشد، او گاهی منتقدانش را گاو و گاهی کلاغ می داند، عدم تحمل نقد دلسوزانه و موضع گیری سرکوب گرانه در مقابل مخالفین و منتقدان، باعث شده که برخی از کارشناسان از رفسنجانی به عنوان فردی خودخواه و متکبر نام برند . در این صورت آیا کسی که شهره به غرور و تکبر و ادبیات شاذ توهین آمیز خطاب به مردم و مسئولان است صلاحیت تعیین تکلیف برای نحوه دستورکار خبرگان ملت را دارد؟
در کشور ما اشرافی گری و تشکیل باندهای قدرت و ثروت و راه اندازی احزاب لیبرالی که درد دین و مردم مستضعف را ندارند در سایه حمایتهای مستقیم هاشمی رفسنجانی ایجاد شد. به گواه اطرافیان رفسجانی، اشرافی گری و رانت و مافیای قدرت و ثروت در خاندان و وابستگان وی موج می زند، آیا این مفسده ها و تفکرات غلط لیبرالی و متمایل به غرب، اجازه دارد در جمع خبرگانی قرار بگیرد که رسالتهای مهمی برایش تعریف شده است؟
به این موارد اضافه کنید سیاستها، مواضع و اظهارات هاشمی طی سالهای اخیر که در تضاد کامل با اهداف انقلاب اسلامی و سیاستهای رسمی جمهوری اسلامی قرار دارد، بنابر این چه کسی میتواند اظهارات هاشمی درباره جایگاه ولایت فقیه را قابل قبول و دارای شان بداند.
روشن است که رفسنجانی بازی خطرناکی برای آینده نظام دنبال می کند، باید مصلحت ها را کنار گذاشت و تصمیمی انقلابی درباره وی گرفت. این البته مطالبه قانونی و مشروع و مستند دلسوزان حقیقی نظام است که به بازی های رفسنجانی علیه نظام باید خاتمه داد. همانگونه که در سال 92 شورای محترم نگهبان با تصمیم عالمانه خود صلاحیت رفسنجانی برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری را رد کرد اکنون نیز انتظار آن است که این شورا بر همان تصمیم انقلابی خود مصمم باشد تا هم با پروژه خطرناک او مقابله شده و هم نظام اسلامی از آسیب ها و گزند های بزرگ فتنه گران در امان بماند.

نویسنده : ابوذر باقری

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.

آخرین اخبار