آرمان اصفهان
۲۳:۴۴ - یکشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۷

گاهی این کارها لازم است؛

 نماینده ای که با اتوبوس از تهران به سمیرم آمد!

مسافری که کیلومترها از شهر و دیارش دور می شود و در کلان شهری مانند اصفهان یا تهران چشم امیدش به همین امکانات، ترمینال ها و محل های عمومی است.

آرمان اصفهان – محمود افشاری / یکی دو هفته قبل بود که برای جلسه ای با مدیرعامل خبرگزاری ایرنا با اتوبوس از سمیرم عازم تهران شدم.
هشت ساعتی راه از سمیرم تا تهران آن هم با اتوبوس هم سختی های خودش را دارد. آن هم در این سرمای زمستان حتی اگر بهترین اتوبوس وی آی پی و چند ستاره باشد!
ساعت ۵ صبح در ترمینال جنوب پایتخت؛ هوا بس ناجوانمردانه سرد بود و سوز داشت و گویا برف و باران آن شب در تهران و ولایت ری، کولاک کرده بود.
شلوغی و ازدحام تهران ترمینال جنوب آن هم در ساعت ۵ بامداد و سپس ورود جمع زیادی از مسافران به نمازخانه پایانه را بارها دیده بودم اما این بار سرمای شدید هوا باعث شده بود جمعیت بیشتری وارد نمازخانه شوند و برخی به انتظار بایستند تا نماز کسانی که داخل نمازخانه اند تمام شود و آنها جایشان را بگیرند و نمازی بخوانند.
مُکبّر نماز هم، دقایقی پس از اتمام نماز از باز شدن ایستگاه های مترو خبر می دهد تا شاید اندکی از جمعیت داخل نمازخانه کاسته شود.
خوشبختانه به برکت وجود مترو(که آن هم بی اندازه مملو از جمعیت بود) تردد در پایتخت نسبت به سال های قبل از مترو، بهتر شده است.
بگذریم؛ هدف از نوشتن این نوشتار کمبودها و کاستی هایمان نیست، چه اینکه کم و کاست ها دست کم هنوز به حد و اندازه ای هستند که در قرن بیست و یکم که قطارهای تندرو، کشور به کشور را در ساعتی می پیمایند من باید از سمیرم تا اصفهان را با اتوبوس ها و جاده های پر پیچ و خمش دو سه ساعته طی کنم…
زمان برگشت از سفر یک روزه تهرانم، شب هنگام بود که با اتوبوس گناوه آمدم و ساعت ۴ بامدد در کمربندی بالای منزلمان پیاده شدم.
همان جا تصمیم گرفتم درباره حمل و نقل عمومی و رسیدگی هرچه بیشتر به مسافران، ترافیک، راه ها و امکانات بین راهی بنویسم چرا که خستگی و کوفتگی راه و مسافت حتی اگر به خواب نه چندان خوش در اتوبوس سپری شود، باز هم خستگی ها و زمان بری خودش را دارد.
مسافری که کیلومترها از شهر و دیارش دور می شود و در کلان شهری مانند اصفهان یا تهران چشم امیدش به همین امکانات، ترمینال ها و محل های عمومی است.
این قضیه که برای خیلی از ماها پیش آمده گذشت تا اینکه همین دو سه روز قبل، ساعت ۹ صبح برای حضور در جلسه با مدیر ثبت احوال استان اصفهان به فرمانداری رفتم. دکتر سلیمی نماینده شهرستان هم حضور داشت و وقتی باب سخن گشود گفت: دیشب را با اتوبوس از تهران به سمیرم آمده است و بخشی از مشکلات و سختی های عموم مردم را بعد از مدت ها حس و لمس کرده است.
او اگر حتی از روی ریا هم این حرف و سخن را بر زبان راند اما بواقع به دل من خبرنگاری که ۱۳ سالی از فعالیت و کارم در این حرفه می گذرد، نشست.
به دل نشستنی که نه بوی رأی و انتخابات و چاپلوسی، بلکه از جنس درد و رنج و مشکلاتی است که یک مسوول باید از نزدیک لمس کند، ببیند و بچشد.
بعد از همین جلسه بود که برای تبریک روز پرستار و ولادت حضرت زینب سلام الله علیه، به همراه چند تن از مدیران دولتی و غیردولتی عازم بیمارستان شدیم. در راه لحظه ای روبروی دادگستری شهرستان برای همراهی رییس پرتلاش دادگاه توقف داشتیم.
خودروی حامل نماینده و فرماندار جا نداشت و جناب ابوالحسنی عزیز، متواضعانه سوار ماشین شخصی یکی از کارکنان سابق شبکه بهداشت که همراهمان بود شد، اما یکی از کارمندانش در لحظه سوار شدن او اصرار داشت که وی با خودروی اداری خود از دادگاه به بیمارستان برود و جناب فرماندار و دکتر سلیمی را همراهی کند که وی به این حرف بهایی نداد و راه درست خودش را رفت.

یا همین چند سال قبل نماینده مجلسی را به چشم خود دیدم از در دفترش روبروی فرمانداری سمیرم(بخشداری مرکزی فعلی) تا دم در شهرداری را حاضر نشد پیاده برود تا ماشین و راننده اش آمدند، و نماینده ای دیگر را هم دیدم که تک و تنها حتی بدون راننده سر زده وارد اداره تعاون وقت شد و سرکشی کرد.
خلاصه اینکه این دو سه رویداد به ظاهر عادی این و آن چند وقت، باعث شد دست به قلم شوم و تلنگر به مسوولانی بزنم که تکیه بر میز و صندلی ریاست آنها را از خلق الله دور کرده و گاهی بد نیست برای ریا و حتی جلب رأی هم که شده دست به کاری بزنند که دست کم اگر خداپسندانه هم نیست حداقل مردم مدارانه و به قول برخی روشنفکران دیروز و امروز، پوپولیستی است.

یک دیدگاه در مورد “ نماینده ای که با اتوبوس از تهران به سمیرم آمد!”

  1. یک شهروند گفت:

    با سلام
    درسته همینه تا زمانیکه درد ها و مشکلات را خود مسولین درک نکنند نمی توانند قدم‌محکمی برای رفع ان بردارند و عمق ماجرا را درک کنند.
    به این سفر اضافه کنید تمام دانشجویان دختری یا هر خانم دیگری که برای کاری به تهران یا استانهای دیگر این سختی ها را باید طی کند
    از کمربندی پیاده شدن در نیمه شب با اتوبوس های جنوب بگیر تا معطلی های ترمینال جنوب و… برای اینکه کدام اتوبوس از نزدیکی سمیرم می گذرد
    تا نبود اتوبوس در یعضی روزها و سوار شدن در اتوبوس هایی که نمیدانی اگر اتفاقی افتاد چطور می شود تا هزار و یک مشکل دیگری که من میتوانم برایتان بگویم چون در ۵ سال تحصیل اخیرم همه مدل این سختی ها رو تجریه نموده ام
    ما حتی نمی توانیم با قطار یا هواپیما اصفهان هم برویم چون باید برگشتمان طوری باشد که اتوبوس از صفه برای سمیرم باشد که نیست

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.

آخرین اخبار